را جهت انتفاع از او به تو عاريه دادم - كفايت نمىكند و در كفايت لفظ اباحه و مانند آن ، كه مترادف با تحليل است اختلاف مىباشد . « 5 »
احكام : در مقدار و چگونگى انتفاع از محلّله بايد بر چارچوب مفاد لفظ يا قرائن حالى بيانگر مفاد لفظ ، بسنده شود .
بنابراين اگر مولا بوسيدن را تحليل كرده است بايد بر همان مقدار اكتفا شود ؛ ولى اگر آميزش را تحليل كرده است ، كمتر از آن از انواع استمتاعات نيز حلال خواهد بود . « 6 »
محلّله مستحقّ نفقه نيست . در تحليل ، تعيين مدّت و ذكر مهر ، شرط نيست . « 7 » برخى قدما تعيين مدّت را لازم دانستهاند . « 8 » فرزندى كه از اين طريق متولّد مىشود در صورتى كه شرط حرّيت او شده باشد - و بنابر مشهور در صورت عدم اشتراط نيز - محكوم به حرّيت است . « 9 »
از تحليل به معناى سوم در باب طلاق سخن رفته است .
مردى كه همسر آزاد خود را سه بار يا همسر كنيز خود را دو بار طلاق داده بدون آنكه وى در بين طلاقها با مردى ديگر ازدواج كرده باشد ، ازدواج مجدّد طلاق دهنده با آن زن منوط به اين است كه مردى ديگر - كه از آن به « محلّل » تعبير مىشود - با شرايط زير با آن زن ازدواج كند و سپس وى را طلاق دهد :
1 . بالغ باشد . كودك و حتّى - بنابر مشهور - غير بالغ در آستانهء بلوغ نمىتواند محلّل قرار گيرد . « 10 »
2 . صيغهء عقد ازدواج بخواند ؛ بدين جهت اگر زن كنيز باشد اباحه يا تحليل كفايت نمىكند ؛ چنانكه وطى حرام ، وطى به شبهه ( - - ) آميزش به شبهه ) و آميزش به عقد فاسد نيز كافى نيست . « 11 »
3 . ازدواج ، دائمى باشد نه موقّت . « 12 »
4 . دخول در قبل - به نحوى كه موجب غسل شود - انجام گيرد . بنابر مشهور ، انزال و تكرار وطى ، شرط نيست . « 13 »
هامش
( 5 ) . 298 - 301
( 6 ) . 308
( 7 ) . 315
( 8 ) . المبسوط 4 / 246
( 9 ) . جواهر الكلام 30 / 311 - 312
( 10 ) . 32 / 159
( 11 ) . 161
( 12 ) . 162
( 13 ) . 160 ؛ فقه الصادق 22 / 470 .