به مجرّد صدّ شدهاند . « 9 » بنابر قول نخست ، در اينكه هنگام قربانى ، نيّت تحلّل لازم است يا نه و نيز علاوه بر قربانى ، حلق يا تقصير نيز در حصول تحلّل شرط است يا نه اختلاف مىباشد . « 10 »
تحلّل در فرض احصار : محصور با قربانى كردن و سپس تقصير ، از احرام خارج شده و همهء محرّمات جز زن بر او حلال مىگردد .
حلّيت زن منوط به انجام دادن حج در سال آينده است مگر آنكه حج وى استحبابى باشد . در اين صورت - بنابر قول مشهور - با گرفتن نايب و انجام دادن طواف نساء از طرف محصور ، زن نيز بر او حلال مىگردد .
اشتراط تحلّل : مستحب است محرم با خداى خود شرط كند كه چنانچه براى او مانعى از اتمام حج - همچون دشمن يا بيمارى - پيش آيد ، او را از احرام خارج سازد . « 11 »
در ثمرهء اين اشتراط چند نظر ذكر شده است ، از جمله :
1 . سقوط قربانى از مصدود و محصور و خروج از احرام به مجرّد صدّ يا احصار .
2 . جواز تعجيل در تحلّل در فرض احصار ، بدون آنكه منتظر رسيدن قربانى به قربانگاه باشد . در فرض صدّ ، تعجيل مطلقا جايز است ؛ چه شرط بكند و چه نكند .
3 . سقوط حج در سال آينده براى متمتّع .
4 . مجرّد حصول ثواب . « 12 »
تحليف
تحليف : سوگند دادن ( - - ) قسم ) .
تحليل
تحليل : حلال كردن / حلال كردن استمتاع از كنيز خود براى ديگرى / ازدواج زن سه طلاقه با مردى غير از شوهر سابقش .
تحليل به معناى اوّل در برابر تحريم قرار دارد . منشأ تحليل اشياء همچون تحريم ( - - ) تحريم ) ، مفاسد و مصالح واقعى
هامش
( 9 ) . كتاب السرائر 1 / 641
( 10 ) . الحدائق الناضرة 16 / 16 ؛ جواهر الكلام 20 / 118 - 120
( 11 ) . جواهر الكلام 18 / 280
( 12 ) . 260 - 271 ؛ العروة الوثقى 2 / 567 ؛ مستمسك العروة 11 / 378 - 383 .