كفنى كه نجس شده و امكان ازالهء نجاست از آن - به شستن يا بريدن - نيست در صورت امكان واجب است به كفنى ديگر تبديل گردد . « 3 »
صلات : امامت فردى كه در قرائت ، حرفى را به حرفى ديگر تبديل مىكند ، براى كسى كه صحيح نماز مىخواند بنابر مشهور جايز نيست . « 4 »
زكات : در تعلّق زكات به چارپايان ( گاو ، گوسفند و شتر ) و نيز درهم و دينار ، گذشت يك سال از زمان تملّك آنها شرط است ؛ ازاينرو چنانچه در اثناى سال ، آنها را به جنسى ديگر - حتّى بنابر مشهور به همجنس خود - تبديل كند ، سال به هم مىخورد . « 5 »
پس از سپرى شدن سال ، عزل ( كنار گذاشتن ) مقدار زكات و تعيين آن جايز است ؛ ليكن پس از عزل تبديل آن به مالى ديگر جايز نيست . برخى عدم جواز تبديل را - از اين جهت كه عزل تا زمانى كه زكات به دست مستحق نرسيده موجب تعيين آن نخواهد شد - مورد اشكال قرار دادهاند . « 6 »
حج : اگر ارزش خانه يا غير آن از دارايى شخص ، افزون بر مقدار لايق به حال وى باشد و تبديل آن عسر و حرجى نداشته باشد ، در اينكه چنين شخصى مستطيع شمرده مىشود ، تا تبديل ، بر او واجب باشد يا نه ، اختلاف است . نظر اكثر ، قول اوّل است . « 7 »
جهاد : اگر ذمّى ( - - ) اهل ذمّه ) از آيين خود به آيينى همچون بودايى و بهائيت كه از نظر اسلام به عنوان آيين آسمانى شناخته نمىشود ، بگرود ، از او پذيرفته نمىشود ؛ ليكن در اينكه محكوم به چه حكمى است ، اختلاف است . برخى گفتهاند :
يا بايد اسلام را بپذيرد و يا كشته شود .
برخى ديگر گفتهاند : بازگشت به آيين سابقش نيز از او پذيرفته مىشود . گروه سوم رجوع به هر آيينى را كه اسلام آن را آيين آسمانى شمرده ( يهوديت ، مسيحيت و مجوسيت ) جايز دانستهاند . همچنين اگر از يكى از اديان آسمانى همچون يهوديت به آيين آسمانى ديگر همچون مسيحيت يا بالعكس بازگردد ، در اينكه از او پذيرفته مىشود يا نه ، اختلاف است . « 8 »
هامش
( 3 ) . 405 ؛ مستمسك العروة 4 / 163
( 4 ) . الحدائق الناضرة 11 / 194 - 195 ؛ جواهر الكلام 13 / 342 - 344
( 5 ) . جواهر الكلام 15 / 97 و 101 - 103
( 6 ) . مستند الشيعة 9 / 430 ؛ جواهر الكلام 15 / 440 - 442 ؛ العروة الوثقى 2 / 324
( 7 ) . جواهر الكلام 17 / 253 - 254 ؛ العروة الوثقى 2 / 433 ؛ مستمسك العروة 10 / 85 - 86
( 8 ) . جواهر الكلام 21 / 313 - 316