« 1 » قابل قسمت نيست ؛ به اين معنا كه اگر عدد كمتر ، از عدد بيشتر ، يك يا چند بار كم شود ، عدد « 1 » باقى ماند ، مانند عدد 13 و 20 كه با كم كردن 13 از 20 و سپس 7 از 13 و پس از آن 6 از 7 عدد « 1 » باقى مىماند .
فقها در باب ارث در بحث چگونگى تقسيم سهام ورثه و دستيابى به سهم هريك ، از علم رياضى بهره گرفته و اصطلاح تباين به معناى فوق را در اين باب بسيار به كار بردهاند . « 1 »
تبتّل
تبتّل : ترك ازدواج / نوعى اظهار تضرّع و تذلّل در دعا .
تبتّل به معناى نخست در باب نكاح به كار رفته است .
تبتّل براى زنان همچون مردان كراهت دارد . « 1 »
از تبتّل به معناى دوم در باب صلات سخن گفته شده است .
در روايات براى دعاكننده برحسب حالات وى كيفيّتهاى گوناگونى ذكر شده است كه حالت تبتّل و انقطاع از جملهء آنها است . دعاكننده در اين حالت با يك انگشت - كه در برخى روايات ، انگشت سبّابهء دست چپ ذكر شده - به بالا و پايين اشاره مىكند . « 2 »
تبخير
- - ) بخار
تبديل
تبديل : تغيير دادن و عوض كردن .
از آن به مناسبت در بابهاى طهارت ، صلات ، زكات ، حج ، جهاد ، تجارت ، وقف و وصيّت سخن رفته است .
طهارت : از وظايف مستحاضه تعويض پنبه براى هر نماز است . در استحاضهء كثيره و متوسطه علاوه بر تعويض پنبه ، پارچهء روى آن نيز براى هر نماز بايد عوض شود « 1 » ( - - ) استحاضه ) .
بر حائض مستحب است در اوقات نماز پنبه و پارچهء روى آن را عوض كند و وضو گرفته ، رو به قبله بنشيند و ذكر خدا گويد « 2 » ( - - ) حيض ) .
هامش
( 1 ) . جواهر الكلام 39 / 346 - 348 ؛ لغتنامه دهخدا .
1 . المهذب البارع 3 / 194
2 . جواهر الكلام 10 / 369 .
1 . جواهر الكلام 3 / 313 - 326
2 . العروة الوثقى 1 / 348