هستند و مشمول احكام اهل بغى نخواهند بود . « 1 »
در ارتباط با اقرار ( - - ) اقرار ) ، اگر فردى به چيزى اقرار كند ، سپس كلام خود را تأويل نمايد ، سخن او در صورتى پذيرفته مىشود كه تأويل در حقّ وى محتمل باشد ، مانند آنكه شخصى پس از اقرار به بردگى خويش ، ادّعاى غلط بودن آن را بكند و بگويد : من گمان مىكردم برده بودن يكى از پدر و مادر سبب برده بودن فرزند مىشود . در اين فرض بنابر قول برخى ادّعاى بعدى او با وجود بيّنه ( - - ) بيّنه ) پذيرفته خواهد شد . « 2 »
تأويل راهن نسبت به اقرار قبلى خود دربارهء مال رهنى ( - - ) رهن ) ، چنانچه قابل پذيرش باشد همين حكم را دارد ، مثل آنكه ابتدا اقرار كند مال رهنى را تحويل گرفته است ، سپس از اقرار خود برگردد و بگويد : اقرار من به استنادنامهاى بوده كه وكيلم به دروغ براى من نوشته است .
در اين فرض نيز ادّعاى بعدى او پذيرفته و قسم به مرتهن متوجّه مىشود . « 3 »
تأهّل
تأهّل : اهلى كردن حيوان ( - - ) اهلى ) / صلاحيت يافتن براى چيزى ( - - ) اهليّت ) / همسر گزيدن ( - - ) ازدواج ) .
تأييد
تأييد : تقويت و پشتيبانى كردن .
از آن در باب امر به معروف و نهى از منكر سخن گفته شده است .
پشتيبانى ستمگران در اعمال خلافشان ، بلكه تأييد هر گناهى كه از فردى سر مىزند در غير موارد ضرورت همچون تقيّه ( - - ) تقيّه ) حرام است . « 1 » ( - - ) امضاء ) ( - - ) تنفيذ ) ( - - ) تقرير )
تب
تب : بيمارى معروف .
از آن در بابهاى طهارت ، تجارت و وصيّت به مناسبت سخن رفته است .
هامش
( 1 ) . المبسوط 7 / 265 ؛ الوسيلة / 205 ؛ كتاب السرائر 2 / 15
( 2 ) . مسالك الافهام 3 / 377 و 10 / 269 ؛ تكملة العروة 2 / 137
( 3 ) . مسالك الافهام 4 / 17 - 18 ؛ الروضة البهية 4 / 59 .
1 . تذكرة الفقهاء ( ق ) 2 / 578 ؛ فقه الصادق 13 / 250 .