باب استعمال عام در خاص است يا از باب انطباق عام بر افراد ، اختلاف است . در كاربرد اوّل ، بيّنه از مفهوم لغوى به معناى شرعى نقل يافته و معناى اصطلاحى پيدا كرده است ؛ ليكن در كاربرد دوم ، در همان معناى لغوى به كار رفته است و انطباق عام بر افراد خود موجب اعراض از معناى لغوى آن نخواهد شد . برخى ، احتمال انتقال بيّنه از معناى لغوى به معناى خاص و اصطلاحى در باب دعاوى را بعيد ندانستهاند . « 3 »
اختلاف ديگر دربارهء بيّنه مربوط به ثبوت حقيقت شرعى ( - - ) حقيقت شرعى ) براى آن در كلام شارع - يعنى روايات بويژه روايات صادر از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله - و عدم ثبوت آن است .
برخى بهطور كلّى منكر ثبوت حقيقت شرعى براى بيّنه شده و گفتهاند : بيّنه در روايات همانند قرآن در معناى لغوى استعمال شده است . برخى ديگر ثبوت آن را در عصر ائمّه عليهم السّلام پذيرفته ولى در عصر نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله مورد ترديد و تأمّل قرار دادهاند . « 4 »
بنابر ثبوت معناى اصطلاحى براى بيّنه ، در بيان مصاديق آن ، نظرات مختلف است .
بسيارى تنها مصداق آن را دو شاهد مرد عادل دانستهاند . « 5 » برخى ديگر ، شهادت يك مرد همراه دو زن را نيز مصداق آن شمردهاند ، « 6 » چنانكه بعضى شهادت چهار زن را نيز بر دو مصداق قبلى افزودهاند . « 7 »
موضوع سخن در اين مقاله بيّنه به معناى شهادت دو مرد عادل است كه در كتابهاى مربوط به قواعد فقهى تحت عنوان « قاعدهء حجّيت بيّنه » يا « عموم حجّيت بيّنه » و در كتب فقهى در بابهايى نظير طهارت ، قضاء ، شهادات ، حدود و قصاص از آن سخن رفته است .
حجّيت : سخن از حجّيت بيّنه براى اثبات احكام كلّى صادر از شارع مقدّس با آن نيست ؛ زيرا در احكام كلّى خبر شخص ثقه ( - - ) خبر واحد ) به دليل خاص ، كفايت مىكند ؛ بلكه براى اثبات موضوعات داراى آثار شرعى با بيّنه و ترتّب آثار آن است . « 8 »
در اصل حجّيت بيّنه بحثى نيست .
بحثى كه در اين زمينه مطرح است اين
هامش
( 3 ) . مصطلحات الفقه / 119
( 4 ) . عوائد الايّام / 821 ؛ التنقيح ( الطهارة ) 1 / 313 - 314 ؛ القواعد الفقهية ( مكارم ) 2 / 46 - 51
( 5 ) . العناوين 2 / 650 ، 655 ؛ القواعد الفقهية ( بجنوردى ) 3 / 10 ؛ القواعد الفقيهة ( مكارم ) 2 / 49
( 6 ) . جواهر الكلام 40 / 432
( 7 ) . عوائد الايّام / 823 ؛ القواعد الفقهية ( بجنوردى ) 3 / 25 - 26
( 8 ) . مقالات الاصول 2 / 243 ؛ كتاب القضاء ( آشتيانى ) / 5