مسلمان در برابر ذمّى قصاص ( - - ) قصاص ) نمىشود ؛ ليكن اگر به كشتن ذمّى عادت كند ، بنابر قول مشهور قصاص مىشود . « 17 » چنانچه ذمّى ، مسلمانى را عمدا بكشد ، همراه اموالش در اختيار اولياى مقتول قرار مىگيرد و آنان بين كشتن و به بردگى گرفتن او مخيّرند . « 18 »
ديهء ( - - ) ديه ) مرد ذمّى آزاد ، هشت صد ، و ديهء زن ذمّى آزاد ، چهارصد درهم و ديهء جنين آنان يك دهم ديهء پدرش است . « 19 » ديهاى كه ذمّى به جهت جنايت بايد بپردازد ؛ هر چند خطاى محض باشد ، از مال وى پرداخت مىشود نه عاقلهء ( - - ) عاقله ) او . « 20 »
اهل ردّه
- - ) مرتدّ
اهل ريبه
اهل ريبه : اهل شر و فساد ( مفسد ) .
عنوان ياد شده ريشه روايى دارد « 1 » و از آن به مناسبت در بابهاى تجارت و حدود سخن رفته است .
غيبت اهل ريبه و بازگويى كارهاى ناشايست آنان ، جايز ، بلكه به انگيزهء بر حذر داشتن مردم از وقوع در فتنه و فساد ، واجب است « 2 » ( - - ) غيبت ) .
به قول مشهور ، اهل ريبه بودن از شرايط عنوان محارب نيست « 3 » ( - - ) محاربه ) .
اهل سنّت [ - سنّى ]
- - ) مخالف
اهل سواد
- - ) روستايى
اهل شرف
- - ) اشراف
اهل ضلال
اهل ضلال : گمراهان .
در فقه ، عنوان اهل ضلال بر سه گروه اطلاق شده است : غير شيعهء دوازده امامى
هامش
( 17 ) 42 / 150 - 155 .
( 18 ) 156 .
( 19 ) 43 / 38 - 39 و 361 - 363 .
( 20 ) 430 .
1 بحار الانوار 71 / 197 و اصول الكافى 2 / 375 .
2 وسائل الشيعة 16 / 259 ؛ جواهر الكلام 41 / 412 و الدر المنضود ( گلپايگانى ) 2 / 148 .
3 جواهر الكلام 41 / 567 .