آن جهت كه حربىاند ، احكام ويژهاى دارند كه بدان اشاره مىشود .
وجوب جهاد با اهل حرب : از حربى غير اهل كتاب ، جز اسلام پذيرفته نيست و در صورت خوددارى از آن ، جهاد با او با وجود شرايط آن واجب است « 1 » ( - - ) جهاد ) .
اسيران حربى : اسيران زن و كودك اهل حرب به بردگى گرفته ، و مردان بالغ آنان پيش از خاموش شدن شعلهء جنگ ، كشته مىشوند و پس از آن به قول مشهور ، امام عليه السّلام در آزاد كردن يا به بردگى گرفتن آنان مخيّر است « 2 » ( - - ) اسير ) .
غنائم اهل حرب : اموال منقول يا غير منقولى كه مسلمانان در نبرد با اهل حرب به دست مىآورند ، در صورتى كه جنگ به اذن امام عليه السّلام بوده ، غنيمت آنان است و اگر بدون اذن بوده ، از آن امام عليه السّلام است « 3 » ( - - ) غنيمت ) .
اگر مال مسلمانى كه به غنيمت حربى درآمده است ، به دست مسلمانان بيفتد ، غنيمت به شمار نمىرود و بايد به مالك مسلمانش بازگردانده شود . « 4 »
زمينهاى اهل حرب : زمين از جمله غنائمى است كه چند صورت دارد :
1 . زمينى كه در حال فتح ، آباد بوده و با اذن امام و قهر و غلبه فتح شده باشد .
اين زمين هميشه ملك همهء مسلمانان است ( - - ) زمين مفتوح عنوه ) .
2 . زمينى كه با اذن امام و قهر و غلبه فتح شده ، ليكن در حال فتح ، موات بوده است . اين زمين ملك امام عليه السّلام است ، « 5 » همچنين است اگر مسلمانان بدون جنگ بر آن دست يافته باشند . « 6 »
3 . اگر مسلمانان با كفّار بر سرزمين فتح شده صلح كنند - بدين صورت كه زمين از آن كفّار باشد و آنان در مقابل ، بخشى از محصول آن را بر حسب تعيين امام يا نايب وى ، به دولت اسلامى بپردازند - زمين بر ملك صاحبانش باقى مىماند ، ليكن اگر صلح بدين گونه باشد كه زمين از آن مسلمانان باشد و كفّار ، حق بهرهبردارى از آن را داشته باشند ، زمين حكم صورت اول را دارد . « 7 »
اختصاص رقيّت به كافر حربى : از ميان انسانها ، تنها ، كافر حربى را
هامش
( 1 ) جواهر الكلام 21 / 46 و 231 .
( 2 ) 122 - 126 .
( 3 ) 24 / 229 .
( 4 ) 21 / 222 .
( 5 ) 157 - 170 .
( 6 ) 16 / 116 .
( 7 ) 21 / 171 - 174 .