اگر منقبض شود ، مذكّى و گرنه ، ميته است ، اختلاف مىباشد . قول دوم ، به مشهور نسبت داده شده است . « 1 »
مؤمنان به هنگام نزاع و اختلاف با يكديگر در زمان مبسوط اليد نبودن امام عليه السّلام ، بايد به فقيه جامع الشرايط رجوع كنند . « 2 » بر قاضى مكروه است در برخورد با دو طرف دعوا ترشرويى كند . « 3 » از مراتب نهى از منكر ، در هم كشيدن چهره ، در برابر انجام دهندهء منكر است « 4 » ( - - ) امر به معروف و نهى از منكر ) .
انقراض
انقراض : از بين رفتن ، مردن .
واژهء انقراض در مورد كسانى كه براى ايشان وقف شده ( موقوف عليهم ) كاربرد رايج دارد و از آن به مناسبت در بابهاى اجاره ، وقف و قضاء سخن رفته است .
به قول مشهور ، اگر شخصى مالى را بر كسانى كه به طور غالب منقرض مىشوند ، وقف كند و چگونگى مصرف آن را مشخص نكند - مانند وقف بر يك يا چند طبقه از فرزندانش - وقف صحيح است ، ليكن پس از انقراض موقوف عليهم ، در اين كه مال وقف شده به وارثان واقف برمىگردد يا به وارثان موقوف عليهم و يا در امور خيريّه صرف مىشود ، اختلاف است . قول نخست ، به مشهور نسبت داده شده است . « 1 »
اگر طبقهء اول موقوف عليهم ، عين موقوفه را اجاره دهند ، ولى پيش از پايان مدّت اجاره ، منقرض شوند ، در بطلان اجاره يا مخيّر بودن طبقهء دوم بين فسخ اجاره و ابقاى آن تا پايان مدّت مقرّر ، اختلاف است . « 2 »
اگر برخى ورثه ، مدّعى وقفى بودن مالى براى خود و فرزندان خود باشند و بر ادّعاى خويش قسم بخورند و گواه بياورند ، به وقف بودن آن مال براى ايشان حكم مىشود ، ليكن پس از انقراض ادّعا كنندگان ، در اين كه نسل آنان براى گرفتن مال ياد شده بايد سوگند بخورند يا نه ، اختلاف است . « 3 »
هامش
( 1 ) جواهر الكلام 36 / 402 و مستند الشيعة 15 / 150 .
( 2 ) الجامع للشرائع / 523 .
( 3 ) جواهر الكلام 40 / 84 .
( 4 ) 21 / 378 - 379 و تحرير الوسيلة 1 / 476 .
1 جواهر الكلام 28 / 61 .
2 113 - 114 .
3 40 / 291 .