تازيانه كه تازيانه مقدّم مىشود . « 9 » حدّ در گرما و سرماى شديد ، به تأخير مىافتد . « 10 »
3 . محدود ( مجرم ) : حدّ در مواردى به تأخير مىافتد :
يك - حامله ، تا وضع حمل ، بيرون آمدن از نفاس و گذشت مدّتى كه به فرزند شير مىدهد . مگر آن كه براى كودك دايه پيدا شود . « 11 »
دو - بيمار و مستحاضه تا زمان بهبودى ، تنها در حدّ تازيانه ، نه حدّ رجم . « 12 »
سه - مجرم پناهنده به حرم مكّه ( - - ) حرم ) تا زمان بيرون آمدن ، مگر آن كه در حرم ، مرتكب جرم شده باشد « 13 » ( - - ) حدود ) .
اقباض
اقباض [ - تسليم ؛ تحويل ] : تحويل مال تعهّد شده به طرف مقابل .
در عقود مالى همچون خريد و فروش ، اجاره و هبه و نيز غير مالى كه در آن تعهّد مالى شده همچون مهر در عقد نكاح ، تحويل مال تعهّد شده از سوى متعهّد به طرف مقابل را اقباض گويند .
هر چند چگونگى آن نسبت به اشياى مختلف ، متفاوت است ، ليكن حقيقت آن عبارت از هر اقدامى است كه از نظر عرف ، تحقّق بخش قبض ( استيلا و تسلط طرف مقابل بر مال ) در خارج گردد . « 1 » بنابراين ، اقباض در اموال غير منقول - مانند خانه و زمين - به تخليه و تحويل كليد آن و متمكن ساختن طرف مقابل در تصرف است و در اشياى منقول ، بر حسب عرف رايج نسبت به كالاهاى مختلف ، تفاوت دارد . « 2 »
حكم : حكم اقباض ، به لحاظ نوع عقد ، متفاوت است . اقباض در عقود لازم ( - - ) عقد لازم ) مانند بيع و اجاره ، واجب و در عقود جايز ( - - ) عقد جايز ) همچون هبه ( - - ) هبه ) ، جايز است ؛ بدين معنا كه هبه كننده مىتواند پيش از اقباض ، از هبهء خويش منصرف شود و مال مورد هبه را تحويل ندهد . اقباض در
هامش
( 9 ) 345 .
( 10 ) 343 .
( 11 ) 337 .
( 12 ) 339 - 340 .
( 13 ) 344 - 345 .
1 جواهر الكلام 23 / 150 .
2 148 - 156 .