متعدّد خواهد بود ، ولى در تداخل اسباب ، اسباب متعدّد ، مقتضى يك مسبّب مىباشند ؛ به طورى كه گويا يك سبب پديد آمده است . در مسبّبها نيز بحث تداخل و عدم تداخل اين گونه مطرح است كه آيا بر فرض عدم تداخل اسباب و تعدّد وجوب ، اكتفا به يك امتثال مانند يك وضو يا غسل جايز است يا خير ، اصل در هر دو ( اسباب و مسبّبات ) عدم تداخل است ، مگر دليلى بر تداخل باشد ؛ چنانچه در غسل و وضو چنين است . « 1 » مبناى اين اصل اطلاق دليل سببيّت و اطلاق دليل امر است .
اصل عدم تقدير
- - ) اصل لفظى
اصل عدم قرينه
- - ) اصل لفظى
اصل عدم نسخ
اصل عدم نسخ : از اصول عملى ( - - ) اصل عملى ) .
به هنگام شك در نسخ حكم شرعى ، به اصل عدم نسخ رجوع مىشود و بر اساس آن ، به عدم نسخ حكم مىگردد .
از آن در اصول فقه ، مبحث حجّت بحث شده است .
در اين كه اصل ياد شده ، اصلى مستقل است يا چون حقيقت آن استصحاب عدم نسخ است ، به استصحاب برمىگردد ، اختلاف است . برخى اصوليان به دليل اين كه حجيّت اصل عدم نسخ مورد اجماع و اتّفاق همه حتى كسانى است كه استصحاب را حجّت نمىدانند ، آن را اصلى مستقل دانستهاند « 1 » ( - - ) استصحاب عدم نسخ ) .
اصل عدم نقل
- - ) اصل لفظى
اصل عقلايى
اصل عقلايى : بناى عملى عقلا بر چيزى .
اصل عقلايى اصلى است كه اعتبار و حجيّت آن نزد عقلا ثابت است ، همچون بناى عقلا بر عمل به ظهورات و اطلاقات
هامش
( 1 ) كفاية الاصول / 202 و اصول الفقه 1 / 111 .
1 فرائد الاصول 3 / 225 ؛ اصول الفقه 2 / 52 - 53 ؛ المحكم فى اصول الفقه 5 / 293 و الاصول العامة للفقه المقارن / 474 .