انسان كه همهء افراد و اصناف انسان را در بر مىگيرد . « 1 »
شكى در امكان و وقوع اشتراك معنوى نيست ، ليكن اصوليان در امكان اشتراك لفظى و بر فرض امكان ، در وقوع آن ، اختلاف دارند . بيشتر ، قائل به امكان و وقوع آن هستند . برخى ، استعمال لفظ مشترك را در قرآن كريم به دليل پيدايش اجمال در صورت نبودن قرينه بر تعيين معناى مراد يا طولانى شدن بدون فايدهء كلام در صورت آوردن قرينه ، نفى كردهاند . « 2 »
مهمترين اثر اشتراك لفظى ، پيدايش اجمال در دليل ( قرآن و سنّت ) در صورت نبود قرينهء تعيين كننده است كه موجب عدم جواز تمسّك به لفظ مشترك مىشود ( - - ) اجمال ) .
اشتراك ؛ قاعده
- - ) قاعدهء اشتراك
اشتغال ذمّه
- - ) اصل احتياط
اشتغال ؛ قاعده
- - ) قاعدهء اشتغال
اشتقان
اشتقان : نگهبان خرمنگاهها / نامهرسان .
اشتقان ، كسى است كه از سوى حاكم به حراست و نگهبانى خرمنگاهها گمارده مىشود ؛ به گونهاى كه پيوسته از خرمنگاهى به خرمنگاهى مىرود ، بدون آن كه در جايى ماندگار باشد . برخى نيز آن را به پيكى كه براى رساندن نامهها ، پيوسته از شهرى به شهرى مىرود ، تعريف كردهاند ؛ هر چند معروف ميان فقها و لغويان ، همان تعريف نخست است . « 1 » واژهء مذكور در روايات مربوط به نماز مسافر ، به كار رفته « 2 » و از آن در باب صلات بحث شده است .
اشتقان ، در زمرهء كسانى شمرده مىشود كه نمازش تمام و روزهاش درست است ؛ زيرا شغل او مانند راننده ، مسافرت است « 3 » ( - - ) مسافر ) .
هامش
( 1 ) دروس فى علم الاصول ( حلقه ثانيه ) 1 / 192 - 193 .
( 2 ) محاضرات فى اصول الفقه 1 / 233 .
1 جواهر الكلام 14 / 269 ؛ الحدائق الناضرة 11 / 390 - 392 و السرائر 1 / 337 .
1 وسائل الشيعة 8 / 485 و 487 .
3 جواهر الكلام 14 / 269 ؛ الحدائق الناضرة 11 / 390 - 392 و السرائر 1 / 337 .