اسفار
اسفار : آشكار كردن و روشن شدن .
اسفار در فقه به صورت اضافه به واژههاى صبح ، فجر و زن به كار رفته و از آن در بابهاى صلات و حج سخن گفته شده است .
اسفار صبح و فجر : برخى اسفار صبح را به شدّت روشنايى فجر ، برخى ديگر به روشن شدن آسمان از همهء اطراف كه در پى آن ، سرخى سمت مشرق پديد مىآيد ، و بعضى نيز به پيدايش سرخى آفتاب از مشرق تفسير كردهاند .
مراد از اسفار فجر نيز برآمدن و روشن شدن آن فى الجمله است ، مقابل « غلس » يعنى شدّت تاريكى .
اول وقت نماز صبح ، طلوع فجر صادق است ( - - ) فجر ) ، ليكن آخر وقت آن ، مورد اختلاف است . مشهور فقها ، آخر وقت فضيلت نماز صبح را اسفار صبح و آخر وقت اجزا را طلوع خورشيد مىدانند . قول به اين كه اسفار صبح ( پيدايش سرخى در طرف مشرق ) پايان وقت نماز براى مختار ، و طلوع خورشيد ، پايان وقت براى مضطر است ، مقابل قول مشهور قرار دارد . « 1 »
مستحب است نماز صبح پس از اسفار فجر و پيش از اسفار صبح اقامه شود . « 2 » به قول مشهور ، مستحب است حاجى - جز امام ( امير الحاج ) پس از اسفار صبح و اندكى پيش از طلوع خورشيد ، از مشعر الحرام ( - - ) مشعر الحرام ) به سمت منى ( - - ) منى ) كوچ كند ؛ هر چند نبايد پيش از طلوع خورشيد از وادى محسّر ( - - ) وادى محسّر ) بگذرد . قول مقابل مشهور ، وجوب افاضه ( - - ) افاضه ) پس از طلوع خورشيد است . « 3 »
اسفار صورت زن : باز بودن صورت زن در نماز افضل است ، بلكه پوشاندن آن كراهت دارد . « 4 » پوشاندن صورت براى زن از محرّمات احرام ( - - ) احرام ) و گشودن آن بر وى واجب است ؛ هر چند اسدال ( - - ) اسدال ) براى او جايز مىباشد . « 5 »
گواهى بايد به علم يا جايگزين آن مانند بيّنه ، مستند باشد . در مورد شهادت
هامش
( 1 ) جواهر الكلام 7 / 160 و 168 و الحدائق الناضرة 6 / 201 .
( 2 ) الحدائق الناضرة 6 / 207 و مستمسك العروة 5 / 100 .
( 3 ) جواهر الكلام 19 / 98 و الحدائق الناضرة 16 / 456 - 459 .
( 4 ) الحدائق الناضرة 7 / 142 .
( 5 ) جواهر الكلام 18 / 389 - 391 .