حكم كلّى است مانند حكم به اين كه هيچ نماز واجبى - در حال اختيار - بر مركب خوانده نمىشود كه از جستجوى حالات افراد نمازى كه وجوبش معلوم است ، به دست آمده است . بيشترين استقراهاى ادّعا شده در فقه از اين نوع است و نزد فقها حجّت نيست . « 2 »
استقرار
استقرار : ثبات و قرار داشتن .
واژهء استقرار در بابهاى بسيارى مانند طهارت ، صلات ، زكات ، خمس ، تجارت ، دين ، اجاره ، نكاح ، صيد و ذباحه ، ارث ، قصاص و ديات به كار رفته و مراد از آن ، به لحاظ آنچه بدان اضافه مىشود ، متفاوت است كه به مهمترين موارد آن اشاره مىشود .
استقرار عادت : مراد ، ثبات عادت زن در حيض از جهت عدد و زمان يا يكى از آن دو است ، در مقابل مضطربه ( - - ) مضطربه ) كه عادت ثابتى ندارد . « 1 » زنى كه عادتش ثابت است ، چنانچه بيش از ده روز خون ببيند ، مقدار عادت خود را حيض ( - - ) حيض ) قرار مىدهد . « 2 »
استقرار در نماز : استقرار معتبر در نماز يا به لحاظ نمازگزار است كه از آن به طمأنينه ، مقابل اضطراب ( - - ) آرامش ) و سكون ، مقابل حركت تعبير مىشود و يا به لحاظ مكان نمازگزار ؛ هر چند خود او ايستا و آرام باشد . « 3 »
مكان نمازگزار در نماز واجب بايد استقرار داشته باشد ؛ بدين معنا كه در حال اختيار ( در غير حال ضرورت ) بتواند واجبات نماز از قبيل طمأنينه ، ايستادن و رو به قبله بودن را رعايت كند . بنابراين ، نماز خواندن بر وسيلهء نقليه كه مستلزم ترك بعض واجبات ياد شده مىگردد ، جز در حال ضرورت جايز نيست ، ليكن در اين كه خود استقرار مكان ، واجبى از واجبات نماز است يا وجوب آن به لحاظ مقدّمه بودن براى حصول واجبى ديگر همچون طمأنينه و استقبال است ، اختلاف مىباشد . بنا بر قول نخست ،
هامش
( 2 ) الموسوعة الفقهية الميسّرة 3 / 469 - 471 ؛ كتاب القضاء ( آشتيانى ) / 178 ؛ اصطلاحات الاصول / 39 و معارج الاصول / 220 .
1 جواهر الكلام 3 / 300 .
2 294 .
3 مستند العروة ( الصلاة ) 2 / 89 - 90 .