اگر كسى به سبب آسيب رساندن به كسى ديگر ، او را در حالت حيات غير مستقر قرار دهد و فردى ديگر او را بكشد ، فرد نخست قاتل است و بر او قصاص ( - - ) قصاص ) ثابت مىشود و بر جانى دوم ، ديهء ميّت ثابت است . « 12 »
استقرار جنايت : مراد ، ثبات جنايت وارده و گسترش پيدا نكردن آن است .
مبناى تعيين مقدار ديه ( - - ) ديه ) زمان استقرار جنايت است ، اگر جنايت ، هنگام وقوع ، مضمون ( ضمانآور ) باشد « 13 » مانند آن كه مسلمانى دست كافر ذمّى ( - - ) اهل ذمّه ) را به عمد ببرد ، سپس ذمّى مسلمان شود و جنايت ياد شده پس از اسلام منجرّ به مرگ او گردد ، در اين صورت ، مسلمان محكوم به پرداخت ديهء كامل ( هزار مثقال طلا ) است ؛ زيرا ملاك ، حال استقرار جنايت است و جنايت نيز هنگام وقوع به جهت ذمّى بودن كافر ، مضمون بوده است ، ليكن اين عمل اگر نسبت به كافر حربى ( - - ) اهل حرب ) يا مرتدّ ( - - ) ارتداد ) صورت گيرد ، مسلمان محكوم به پرداخت ديه نمىشود ، زيرا جنايت ، هنگام وقوع ، مضمون نبوده است . « 14 »
استقراض
استقراض : درخواست قرض از كسى ( - - ) قرض ) .
استقراع
- - ) قاعدهء قرعه
استقسام
- - ) أزلام
استقلال
استقلال : انجام كارى بدون تكيه بر فرد يا چيزى ديگر / تحت سلطه ديگرى نبودن / انفراد ( - - ) انفراد ) .
مفهوم نخست : استقلال به اين معنا به مناسبت در بابهاى صلات ، تجارت ،
هامش
( 12 ) 42 / 58 .
( 13 ) 43 / 329 .
( 14 ) 42 / 159 - 160 .