تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
مصطلح است . در استصحاب مصطلح ، زمان متيقّن ، مقدّم بر زمان مشكوك است ، ولى در استصحاب قهقرى يقين به چيزى داريم كه پيش از اين مشكوك بوده است . از اين عنوان در اصول فقه ، مبحث اصول عملى سخن رفته است . اصوليان استصحاب قهقرى را جز در مورد اثبات معناى لغوى لفظ ، حجّت نمىدانند مانند اين كه يقين داريم مفهوم « صعيد » مطلق وجه الارض است ، ولى شك داريم كه در زمان تشريع حكم نيز همين مفهوم را داشته يا داراى مفهوم ديگرى بوده و سپس به معناى جديد نقل داده شده است . با استصحاب قهقرى ثابت مىشود كه معناى كنونى همان معناى زمان تشريع است . از استصحاب قهقرى در اين مورد ، به اصل عدم نقل نيز تعبير مىشود . استصحاب قهقرى در مورد اثبات معناى لغوى لفظ ، يك اصل لفظى عقلايى است ( - - ) اصل لفظى ) و مبناى حجيّت آن ، بناى عقلا به ضميمهء عدم ردع آن از سوى شارع است . اهميّت اين اصل تا بدان جا است كه در صورت عدم اعتبار آن ، استنباط و اجتهاد ممكن نخواهد بود . « 1 »

استصحاب كلّى

استصحاب كلّى : مقابل استصحاب جزئى . از اين عنوان در اصول فقه ، مبحث اصول عملى بحث شده است . آنچه استصحاب مىشود يا جزئى است مانند حيات زيد يا حدث صادر از او ، يا كلّى مانند كلّى حدث و كلّى انسان . جريان استصحاب در صورت نخست نزد قائلين به حجّيّت استصحاب اتّفاقى است ، ليكن صورت دوم داراى اقسامى است كه هر يك مورد بحث قرار گرفته است . اقسام : استصحاب كلّى اقسامى دارد كه مهم‌ترين آن‌ها سه قسم زير است . 1 . استصحاب كلّى قسم اول : اين قسم عبارت است از پيدايش كلّى در ضمن فرد معيّن ، سپس شك در بقاى آن به جهت شك در بقاى فرد مانند تحقّق
هامش
( 1 ) مصباح الاصول 3 / 9 ؛ بحوث فى علم الاصول 6 / 14 و نهاية الافكار 3 / 29 .