امساك يا نشستن يا وقوف در مكانى مقيّد به زمانى معيّن باشد ، سپس در بقاى وجوب شك كنيم - اختلاف است .
گروهى تفصيل داده و در صورتى قائل به جريان استصحاب شدهاند كه زمان به عنوان ظرف اخذ شده باشد ، نه قيد . « 3 »
استصحاب تعليقى
استصحاب تعليقى : استصحاب حكم تعليقى .
استصحاب تعليقى مقابل استصحاب تنجيزى و عبارت است از استصحاب حكم تعليق شده بر وصفى مانند حرمت آب انگور كه مشروط به جوش آمدن آن است . در اصول فقه ، مباحث اصول عملى مورد بحث قرار گرفته است .
شك گاه در بقاى حكم شرعى است و گاه در بقاى موضوع حكم و در صورت نخست ، مشكوك يا كلّى است يا جزئى .
منشأ شك در صورت نخست ( مشكوك بودن حكم كلّى ) ، يا احتمال نسخ است يا تغيير برخى حالات موضوع و يا تغيير جزئى از اجزاء موضوع حكم . مورد جريان استصحاب تعليقى ، قسم اخير است و مثال معروف آن جملهء « العصير العنبى اذا غلى يحرم » مىباشد . در اين جمله ، حكم ، حرمت ، و موضوع حكم ، مركّب از دو جزء است : عصير عنبى ( آب انگور ) و غليان ( جوشيدن ) . حال اگر انگور قبل از جوشيدن تبديل به كشمش شود ، براى اثبات حرمت كشمش در صورت جوش آمدن ، به استصحاب تعليقى تمسّك كرده ، مىگوييم : كشمش زمانى كه انگور بود ، عصارهاش بر فرض غليان حرام بود ، اينك كه تبديل به كشمش شده ، حرمت تعليقى ( حرمت مشروط به غليان ) استصحاب مىشود .
در حجيّت و معتبر بودن اين نوع استصحاب ، اختلاف است . « 1 »
هامش
( 3 ) فرائد الاصول 3 / 208 - 213 ؛ مصباح الاصول 3 / 131 و نهاية الافكار 3 / 153 - 155 .
1 فرائد الاصول 3 / 221 - 224 و مصباح الاصول 3 / 137 - 138 .