پديد آمده يا مباين با فرد نخست است يا تبديلى از آن . قسم دوم نيز دو صورت دارد يا به نظر عرف از مراتب فرد نخست شمرده نمىشود مانند زردى تبديل يافته از سرخى ، و يا از مراتب آن به حساب مىآيد مانند سياهى ضعيف نسبت به مرتبهء شديد آن .
معروف ميان اصوليان ، عدم حجيّت استصحاب در قسم سوم به تمام اقسام آن ، جز قسم اخير است ؛ چرا كه در اين قسم ، متعلّق يقين و شك يكى است زيرا ذات مرتبهء ضعيف شده در ضمن مرتبهء شديد موجود بوده است . بنابراين ، هنگامى كه به وجود سياهى شديد علم داشته باشيم ، سپس به از بين رفتن آن علم پيدا كنيم ، ولى شك كنيم كه آيا سياهى به كلّى از بين رفته يا مرتبهء ضعيفى از آن باقى مانده است ، با استصحاب اصل سياهى ، مرتبهء ضعيف آن ثابت مىشود .
برخى اصوليان صورت اخير را به استصحاب فرد ملحق كردهاند . شيخ انصارى صورت نخست از اقسام استصحاب قسم سوم را نيز همانند صورت اخير ، حجّت و معتبر مىداند . « 1 »
استصحاب مثبت
- - ) اصل مثبت
استصحاب وجودى
استصحاب وجودى : استصحاب امر وجودى .
استصحاب امر وجودى مانند استصحاب كرّ بودن آبى كه قبلا كرّ بوده است و الآن در كرّ بودن آن شك مىكنيم ( - - ) استصحاب ) ، مقابل استصحاب عدمى ( - - ) اصل عدم ) مانند استصحاب عدم كرّ بودن آبى كه قبلا كرّ نبوده و الآن در كرّ بودن آن شك كردهايم .
استصغار
استصغار : كوچك شمردن و ناچيز دانستن .
از آن به مناسبت در باب صلات و شهادات سخن رفته است .
هامش
( 1 ) فرائد الاصول 3 / 191 - 202 ؛ اصول الفقه 2 / 279 - 284 و اصطلاحات الاصول / 35 - 38 .