استشراف
استشراف : آگاهى و اطمينان پيدا كردن .
واژهء استشراف - به تبع ورود آن در روايات « 1 » - در باب حج دربارهء حيوان قربانى به كار رفته است .
براى آگاهى و اطمينان از سلامت حيوان قربانى ( - - ) قربانى ) ، به استشراف چشم و گوش آن سفارش شده است . « 2 »
استشفاع
استشفاع : شفاعت خواستن ( - - ) شفاعت ) .
استشمام
استشمام : بوييدن ( - - ) بو ) .
استشهاد
استشهاد : گواه گرفتن ( - - ) تحمّل شهادت ) / گواهى دادن ( - - ) اداء شهادت ) / كشته شدن در راه خدا ( - - ) شهيد ) .
استصباح
استصباح : روشنايى خواستن به نفت ، روغن و مانند آنها .
استصباح در معناى « اسراج » ( چراغ افروختن ) نيز به كار رفته است ( - - ) چراغ ) ، ليكن مراد از آن در كلمات فقها روشنايى خواستن مىباشد . از اين عنوان در بابهاى طهارت ، تجارت و اطعمه و اشربه سخن گفته شده است .
روغن نجس : بر جايز نبودن استفاده از روغن نجس مانند دنبه و چربى مردار ( - - ) اعيان نجس ) به طور مطلق حتى براى استصباح ، ادّعاى اجماع شده است ، « 1 » ليكن برخى متأخّران ، استفاده از آن را در مانند استصباح كه مشروط به طهارت نيست ، جايز دانستهاند . « 2 »
روغن متنجّس : استصباح به روغنى كه با ملاقات نجاست ، نجس شده ، جايز است ، ليكن در اين كه به طور مطلق حتى در زير سقف جايز است يا تنها در زير آسمان ، اختلاف است . قول دوم ، مشهور است . « 3 »
هامش
( 1 ) وسائل الشيعة 14 / 126 .
( 2 ) الحدائق الناضرة 17 / 92 - 93 .
1 مستمسك العروة 1 / 341 و جواهر الكلام 22 / 16 .
2 العروة الوثقى 1 / 92 ؛ مستمسك العروة 1 / 340 و مهذّب الاحكام 1 / 338 .
3 جواهر الكلام 22 / 15 .