شاهد فرع گفته مىشود . از آن در باب شهادات سخن رفته است .
استرعاء از اسباب تحمّل شهادت ( - - ) تحمّل شهادت ) و از نظر شرع ، حجّت است . « 1 »
( - - ) شهادت )
استرقاق
استرقاق : به بردگى گرفتن ( - - ) بردگى ) .
استسعاء
استسعاء : وادار كردن برده به كسب براى تكميل آزادى يا پرداخت بدهى خويش .
از آن در بابهاى تجارت ، قرض ، دين ، مضاربه ، وصيّت و مكاتبه سخن رفته است .
استسعاء جهت پرداخت بدهى : از نظر مشهور ، استسعاء بردهاى كه در اصل تجارت از مولايش اجازه داشته ليكن ، بدون اذن مولايش در ارتباط با تجارت مديون ديگرى شده است ، پيش از آزادى وى جايز نيست . « 1 » اين حالت براى برده از عيوب شمرده مىشود و خريدار كه بدون اطّلاع چنين بردهاى را خريده ، حق فسخ معامله را دارد . « 2 »
استسعاء جهت تكميل آزادى : سبب اين نوع استسعاء دو گونه است :
1 . سبب اختيارى : در جواز استسعاى فرزندان بردهء مكاتب مطلق ( - - ) مكاتبه ) - در فرض مردن مكاتب پيش از پرداخت همهء مال الكتابهاش - اختلاف است . « 3 »
2 . سبب قهرى : مانند عتق بعض عبد كه موجب سرايت قهرى آن به تمامى عبد شود . براى مثال ، اگر در مضاربه ( - - ) مضاربه ) ، عامل ، بردهاى مانند پدرش را - كه به طور قهرى بر او آزاد مىشود - بخرد و معامله نيز سود داشته باشد ، برده به مقدار سهم عامل ، آزاد مىشود و به طور قهرى آزادى به كل عبد سرايت مىكند لكن جهت پرداخت عوض آن مقدارى كه سهم مالك بوده ، استسعاء مىشود ؛ هر چند در اين كه استسعاء در صورت تنگدستى عامل است يا به طور مطلق ، اختلاف است . « 4 » مثال ديگر ،
هامش
( 1 ) مستند الشيعة 18 / 396 .
1 جواهر الكلام 25 / 81 .
2 23 / 260 .
3 34 / 295 .
4 العروة الوثقى 2 / 673 .