به كارهاى سخت گماردن زن مرتدّ در صورت خوددارى وى از توبهء پيشنهادى ، از كيفرهاى تعيين شده براى او است « 11 » ( - - ) ارتداد ) .
استخفاف
- - ) اهانت
استخلاف
استخلاف : جانشين قرار دادن .
گاهى به جاى استخلاف ، « استنابه » به كار مىرود . از اين عنوان در بابهاى صلات و قضاء سخن رفته است .
صلات : اگر عذرى مانند بطلان وضو ، خون دماغ و شكم درد يا كارى براى امام جماعت يا جمعه پيش آيد كه مانع اتمام نماز با مأمومان گردد ، جايز است كسى را كه واجد شرايط است به جانشينى خويش برگزيند تا نماز را با مأمومان تمام كند . « 1 »
قضاء : اگر قاضى منصوب از جانب امام معصوم عليه السّلام ، در استخلاف اذن داشته باشد ، مىتواند براى قضاوت ، فرد ديگرى را به جانشينى خويش برگزيند . همچنين است در صورتى كه امام قاضى را به نحو مطلق نصب كند ، ليكن شاهد بر اذن در استخلاف وجود داشته باشد مانند آن كه وى در منطقهاى به قضاوت نصب شده باشد كه كار قضاوت به طور معمول از عهدهء يك نفر برنمىآيد . « 2 »
اگر قاضى منصوب بميرد ، در بطلان نيابت قاضى جانشين ، اختلاف است .
برخى تفصيل داده و گفتهاند : اگر قاضى منصوب جانشين خود را به استناد اذن خاص از امام برگزيده است ، نيابت باطل نمىشود و اگر گزينش جانشين مستند به قرينه بوده است ، نيابت باطل مىشود « 3 » ( - - ) قضاوت ) .
هامش
( 11 ) جواهر الكلام 41 / 611 .
1 جواهر الكلام 13 / 369 .
2 40 / 47 .
3 65 - 67 .