است ، ليكن در مواردى ممكن است واجب ، مستحب و يا مكروه گردد ؛ واجب مانند موردى كه اگر ازدواج نكند ، به حرام مىافتد ، مستحب مانند اصل ازدواج كردن و مكروه مانند ازدواج با زن نازا .
ج - حلاليّت طلبيدن : در بابهاى تجارت ، قرض ، دين ، شركت ، عاريه ، غصب ، لقطه و شهادات به مناسبت مورد بحث قرار گرفته است .
حلاليّت طلبيدن در مواردى است كه ذمّهء انسان به مال يا حق شخص ديگرى مشغول باشد . استحلال بدين معنا بر سه قسم است :
1 . واجب : حلاليّت طلبيدن در صورت تصرّف در مال ديگرى از راه نامشروع همچون غصب و دزدى . « 4 »
2 . حرام : حلاليّت طلبيدن در موردى كه فتنه و مفسده در پى داشته باشد . « 5 »
3 . مستحب : حلاليّت طلبيدن از كسى كه غيبت او را كرده است ؛ برخى قائل به وجوب آنند . « 6 »
استحمام
- - ) حمّام
استحياء
- - ) حياء .
استخاره
استخاره : درخواست توفيق و راهنمايى از خداوند در كار مورد نظر به بهترين و نيكوترين چيز . « 1 »
استخاره عبارت است از آن كه انسان در كارى كه قصد انجام آن را دارد ، از خداوند بخواهد كه او را به آنچه خير و صلاح او است - اعم از انجام فعل يا ترك آن و يا مخيّر بودن بين فعل و ترك - راهنمايى و موفق كند .
برخى براى استخاره چهار معنا ذكر كردهاند :
1 . درخواست اختيار خير از خداوند براى بنده .
2 . درخواست آگاهىبخشى بر آنچه خير است .
3 . درخواست فراهم آمدن آنچه خير است .
4 . طلب عزم بر آنچه خير است . « 2 »
برخى ديگر ، دو معناى آخر را به دو معناى اول بازگرداندهاند . « 3 » برخى نيز
هامش
( 4 ) 41 / 111 .
( 5 ) منهاج الصالحين ( خويى ) 1 / 11 .
( 6 ) جواهر الكلام 22 / 72 .
1 مهذّب الاحكام 9 / 97 .
2 الحدائق الناضرة 10 / 524 - 526 .
3 جواهر الكلام 12 / 162 .