2 . عمل به يكى از دو دليل كه قوىتر است .
3 . عدول در يك مسأله از حكم كردن به مانند نظاير آن ( قياس ) به سبب دليل خاصى كه در كتاب يا سنّت موجود است .
4 . دليلى كه مجتهد به عقل خود ، آن را نيكو و درست مىشمرد .
5 . دليلى كه در انديشهء مجتهد خطور مىكند و تعبير از آن ممكن نيست .
در علم اصول مباحث حجّت به مناسبت از آن سخن رفته است .
اقسام استحسان : براى استحسان اقسامى ذكر شده كه مهمترين آنها عبارتند از :
1 . استحسان به نصّ و اثر : دست برداشتن از دليل يا قياس به جهت نصّ خاصى كه در مسأله وجود دارد .
2 . استحسان به اجماع : دست برداشتن از دليل يا قياس به سبب وجود اجماع در مسأله .
3 . استحسان به ضرورت : ترك عمل به دليل يا قياس ، به جهت اقتضاى ضرورت .
4 . استحسان به مصلحت : ترك عمل به دليل يا قياس ، به جهت مصلحت عام .
اعتبار يا عدم اعتبار استحسان : در حجيّت و عدم حجيّت استحسان ميان اهل سنّت اختلاف است ، ليكن فقيهان اماميّه به اتّفاق ، آن را حجّت نمىدانند ، مگر آن كه به ظواهر كتاب يا سنّت بازگشت كند يا از ملازمهء عقلى استفاده شود . البته برخى از معانى استحسان همچون عمل به يكى از دو دليل كه قوىتر است ، هر چند فى نفسه صحيح مىباشد ، ليكن آن را در زمرهء دليل مستقل قرار دادن صحيح نيست . « 1 »
استحطاط
استحطاط : درخواست كاهش .
واژهء استحطاط به تبع روايات در باب تجارت ، به معناى درخواست كاهش بهاى كالاى خريدارى شده پس از تمام شدن معامله ، به كار رفته است .
هامش
( 1 ) الاصول العامة للفقه المقارن / 361 - 363 ؛ اصول الفقه 2 / 180 ؛ انوار الاصول 2 / 530 - 531 و الموسوعة الفقهية الميسّرة 2 / 402 .