تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
2 . مولا : مولا حق همسر دادن كنيز يا عبد خود را دارد خواه نابالغ باشند يا بالغ ، عاقل باشند يا ديوانه و به ازدواج تمايل داشته باشند يا نداشته باشند و در صورت همسر دادن ، مولا حق باطل كردن عقد را ندارد . « 43 » 3 . حاكم : اگر ديوانه ، پدر يا جدّ پدرى نداشته باشد ، حاكم شرع براى همسر دادن او ولايت دارد و نيز حاكم شرع بر سفيهى كه سفاهتش پس از بلوغ حاصل شده ، بلكه به قولى بر سفيه به طور مطلق خواه سفاهتش پيش از بلوغ باشد يا پس از آن ، ولايت دارد . همچنين بنا بر قول به ولايت نداشتن پدر و جدّ پدرى بر ديوانه‌اى كه پس از بلوغ ديوانه شده است ، حاكم بر او ولايت دارد . اگر كودك ، پدر يا جدّ پدرى نداشته باشد ، به قول مشهور ، حاكم شرع چنين ولايتى بر او ندارد . « 44 » 4 . وصىّ : وصىّ براى همسر دادن كسى كه در حال ديوانگى بالغ شده است با وجود مصلحت يا نبود مفسده ، ولايت دارد ، امّا در ثبوت چنين ولايتى براى او بر نابالغ اختلاف است . قول به عدم ثبوت ، به مشهور منسوب است . « 45 » ديگران حتى مادر براى عقد ازدواج بر كسى ولايت ندارند . « 46 » اسباب بطلان عقد : اسباب بطلان عقد دو چيز است : 1 . فسخ : عيب و تدليس موجب فسخ عقد ازدواج است : عيب : وجود برخى عيوب در زن يا مرد ، در صورت جهل به آن‌ها پيش از عقد ، مجوّز برهم زدن عقد ازدواج به وسيلهء مرد يا زن است . ديوانگى ، عنّين بودن ( - - ) عنن ) ، مجبوب بودن ( - - ) جبّ ) و به قول مشهور ، اخته بودن در مرد ، و ديوانگى ، خوره ( جذام ) ، پيسى ، قرن ( - - ) قرن ) افضاء ( - - ) افضاء ) ، نابينايى و رتق ( - - ) رتق ) در زن ، موجب ثبوت حق فسخ عقد براى زن يا مرد مىشود . « 47 » در اين كه لنگى زن به طور مطلق عيب نيست يا به طور مطلق عيب است ، مگر عرف آن را به دليل ناچيز بودن عيب نداند و يا در صورتى كه موجب زمين‌گير شدن او شود ، عيب است ، اختلاف مىباشد . « 48 »
هامش
( 43 ) جواهر الكلام 29 / 187 . ( 44 ) 26 / 101 - 105 و 29 / 188 - 189 . ( 45 ) 29 / 189 - 191 . ( 46 ) 170 . ( 47 ) 30 / 318 - 328 . ( 48 ) 335 - 337 .