2 . زوجين : ازدواج موقّت ميان مرد و زن مسلمان و نيز به قول مشهور بين متأخّران ، ميان مرد مسلمان و زن كتابى ( - - ) اهل كتاب ) صحيح است ، ليكن ميان زن مسلمان و مرد كتابى جايز نيست . « 4 »
پدر يا جدّ پدرى مىتوانند زنى را براى محرم شدن با وى ، به عقد موقّت پسر نابالغ خود يا دختر نابالغى را براى محرم شدن مادر وى با فردى ، به عقد آن فرد درآورند ، ليكن در اين كه شرط است مدّت عقد به اندازهاى باشد كه براى پسر يا دختر ، امكان تمتّع جنسى در آن مدّت وجود داشته باشد يا كمتر از آن نيز كفايت مىكند و نيز در اين كه مصلحت داشتن چنين عقدى براى پسر يا دختر ، شرط صحّت آن است يا صرف نداشتن مفسده كفايت مىكند ، اختلاف است . « 5 »
مستحب است زنى كه براى عقد منقطع اختيار مىشود ، با ايمان ( شيعه ) و عفيف باشد و در صورت متهم بودن ، از حال وى سؤال شود . به قول مشهور ، ازدواج موقّت با زن زناكار مكروه و به قول برخى ، حرام است . در صورت متعه كردن وى ، بازداشتن او از زنا مستحب است . « 6 »
ازدواج موقّت با دختر بكر ( دوشيزه ) مكروه است و در صورت ازدواج ، ازالهء بكارت وى ( - - ) افتضاض ) كراهت دارد . « 7 » در جواز عقد منقطع دختر بكر رشيده ، بدون اذن ولىّ او ، اختلاف و قول اشهر ، جواز آن است . « 8 »
3 . مهر : ذكر مهر ، شرط صحّت عقد منقطع است و اگر ذكر نشود ، عقد باطل است . « 9 » زن به صرف عقد ، مالك مهر مىشود ، ليكن استقرار ملكيّت وى نسبت به همهء آن ، بر دخول و تمكين زن از مرد در مدّت تعيين شده متوقّف است . « 10 » در صورتى كه مرد مدّت را پيش از دخول ببخشد ، نصف مهر بر عهدهاش ثابت است . « 11 »
4 . مدّت : ذكر مدّت ، شرط صحّت عقد منقطع است و به قول مشهور ، در صورت عدم ذكر آن ، عقد دائم واقع مىشود . « 12 » مدّت ، بايد معيّن و غير قابل افزايش و كاهش باشد ، نه مبهم و كلّى مانند چند روز ، چند ماه يا تا بازگشت حاجيان از مكّه . « 13 »
هامش
( 4 ) 27 - 28 ؛ الحدائق الناضرة 24 / 5 .
( 5 ) جواهر الكلام 30 / 176 ؛ توضيح المسائل مراجع / م 2429 .
( 6 ) جواهر الكلام 30 / 157 - 160 .
( 7 ) 160 - 161 .
( 8 ) 186 .
( 9 ) 162 .
( 10 ) 164 و 167 - 168 .
( 11 ) 166 - 167 .
( 12 ) 172 - 175 .
( 13 ) 176 .