مفهوم مصدرى است . مفهوم اسمى آن عبارت است از دارايى و حقوقى كه فرد با مرگ ديگرى يا آنچه در حكم مرگ است مانند ارتداد ( - - ) ارتداد ) ، مستحق مىشود .
به ارث برنده « وارث » ، به كسى كه از خود ارث برجاى مىگذارد « مورّث » و به آنچه كه از ميّت باقى مىماند - خواه مال يا حق قابل انتقال مانند حق خيار و حق شفعه - « تركه » و « ميراث » گفته مىشود . فقيهان به پيروى از قرآن كريم ، از ارث به « فريضه » و « فرض » نيز تعبير كردهاند .
عنوان ارث از بابهاى مهم فقهى است كه مسائل و احكام ارث به تفصيل در آن آمده است . در اين جا به محورهاى مهم و كلّى آن مىپردازيم .
اركان : اركان ارث عبارت است از :
مورّث ، وارث و تركه ( - - ) تركه ) . البته پيش از تقسيم تركه ميان ورثه ، بايد از آن ، حقوق ديگرى مانند هزينهء تكفين ( - - ) تكفين ) و تجهيز ( - - ) تجهيز ) ميّت ، بدهىها ( - - ) دين ) و وصاياى او در ثلث مالش ( - - ) وصيّت ) و نيز آنچه مخصوص فرزند بزرگتر است ( - - ) حبوه ) خارج شود .
اسباب : اسباب و موجبات ارث دو چيز است :
1 . نسب : نسب ( - - ) نسب ) عبارت است از ارتباط و اتّصال فردى به ديگرى به ولادت شرعى . « 1 » وارثان نسبى ميّت به ترتيب اولويّت و تقدّم هر طبقه عبارتند از :
طبقهء اول : پدر ، مادر ، فرزند و نوه در صورت نبودن فرزند . به قول مشهور ، نوه با وجود پدر و مادر ميّت ارث مىبرد . « 2 »
طبقهء دوم : پدربزرگ و مادربزرگ پدرى و مادرى هرچه بالا روند ، برادر و خواهر پدرى يا مادرى و يا پدرى و مادرى و فرزندان آنان . در اين طبقه ، وارث نزديك ، مانع ارث بردن وارث دور مىشود .
براى مثال ، با وجود جدّ و جدّه ، پدر ايشان و با وجود برادر و خواهر ، فرزندان آنان ارث نمىبرند ؛ هر چند فرزندان آنان با وجود جدّ و جدّه ارث مىبرند .
طبقهء سوم : عمو ، عمّه ، دايى و خاله و فرزندان آنان در صورت نبودن ايشان ،
هامش
( 1 ) جواهر الكلام 39 / 7 .
( 2 ) 117 .