موانع : موانع ارث يا موجب محروميّت از همهء ارث مىشود يا از بعض آن . بخش اول عبارت است از :
1 . كفر : كافر از مسلمان ارث نمىبرد ، امّا مسلمان از كافر ارث مىبرد . « 11 »
2 . قتل : كشتن عمدى كسى به ناحق - نه براى قصاص ، دفاع يا حدّ و مانند آن - موجب محروميّت قاتل از ارث است . به قول مشهور ، در قتل خطايى ، قاتل تنها از ديهء پرداختى محروم است . « 12 » در اين كه قتل شبه عمد مانند قتل خطايى است يا حكم قتل عمد را دارد ، اختلاف است .
قول نخست به ظاهر كلمات بيشتر فقها نسبت داده شده است . « 13 »
3 . برده بودن : برده بودن مورّث يا وارث مانع ارث است ، مگر آن كه وارث ، منحصر به برده باشد . در اين صورت ، برده - هر چند به طور قهرى - از تركه خريدارى و آزاد مىگردد و باقى ماندهء تركه به او داده مىشود . « 14 »
در اين كه برده در هر طبقهاى از طبقات سهگانه كه باشد در صورت انحصار وارث به او ، بايد آزاد شود يا آن كه اين حكم اختصاص به پدر و مادر يا آنان به اضافهء فرزندان ميّت دارد ، اختلاف است . « 15 »
4 . لعان : اگر مردى با همسرش براى نفى فرزند از خود ، ملاعنه ( - - ) لعان ) كند ، زن و شوهر از يكديگر و نيز مرد از فرزند مورد لعان و بالعكس ، ارث نمىبرند . « 16 »
5 . زنا : نه زنازاده از پدر و مادر خود ارث مىبرد و نه پدر و مادر و نزديكان آنان از وى . « 17 »
6 . طبقه سابق : وجود هر طبقهء پيشين از طبقات ياد شده ، مانع ارث بردن طبقهء بعدى است . همچنين در يك طبقه ، آن كه به ميّت نزديكتر است ، مانع ارث بردن خويشاوند دور تر مىشود . در فقه ، از اين نوع مانع به « حجب حرمان » تعبير شده است « 18 » ( - - ) حجب ) .
بخش دوم ، كاهش سهم وارث از مرتبهء بالا به مرتبهء پايينتر : گاهى به خاطر بروز مانعى ، سهم وارث از حدّ اعلى به حدّ ادنى تنزّل مىكند . به عنوان مثال ، وجود فرزند ، موجب كاهش سهم شوهر از نصف به
هامش
( 11 ) جواهر الكلام 39 / 15 .
( 12 ) 37 .
( 13 ) 38 - 40 .
( 14 ) 50 .
( 15 ) 58 - 61 .
( 16 ) 62 .
( 17 ) 274 .
( 18 ) 75 .