در تحقّق احيا به صرف تحجير ( - - ) تحجير ) ، اختلاف است . به نظر مشهور ، تحجير مرحلهء آغازين احيا است ، نه محقّق آن ؛ هر چند موجب ثبوت حق اولويّت است . « 9 »
2 . احياى نهرها و چاهها : كسى كه نهر ( جدول و جوى آب ) يا چاهى احداث كند ، با حصول شرايط ، مالك آن مىشود ، ليكن در اين كه آب موجود در آن دو را نيز مالك مىشود يا تنها حق اولويّت استفاده از آن را پيدا مىكند ، اختلاف است . قول مشهور ، حصول ملكيّت براى احيا كننده است .
احياى نهر به كندن آن در زمين مباح و وصل كردن به منبع آب ، به حدّى كه به آسانى آب در آن جريان يابد ، و احياى چاه به حفر و آماده كردن آن براى گرد آمدن آب در آن - هرچند در وضعيّت فعلى آب نداشته باشد - محقّق مىگردد . « 10 »
3 . احياى معدن : معدن يا آشكار است مانند معدن نمك كه جوهرش پيدا است يا نهان مانند معدن طلا و نقره كه جوهر آن ، در پرتو تلاش و با روش ويژهاى آشكار مىگردد .
معدن نهان بر خلاف معدن آشكار ، به احيا قابل تملّك است . احياى معدن نهان به حفّارى تا رسيدن به جوهر آن محقّق مىشود . عمليّات پيش از نمايان شدن جوهر معدن ، تحجير به شمار مىرود .
معدنى كه نوعا پنهان است مانند طلا چنانچه آشكار باشد و يا نياز به حفّارى نداشته باشد و با كنار زدن مقدارى خاك آشكار شود در حكم معدن آشكار است و بالعكس هرگاه معدن آشكار در دل زمين باشد و با حفّارى استخراج شود حكم معدن نهان را دارد . « 11 »
شرايط احياء : 1 . در تصرف مسلمانى نباشد . « 12 »
2 . حريم جاى آبادى مانند باغ ، خانه و راه نباشد « 13 » ( - - ) حريم ) .
3 . جزء مشاعر و مكانهايى كه در شرع براى عبادت قرار داده شده است مانند سرزمينهاى عرفات ، منى ، و مشعر نباشد . « 14 »
4 . از زمينهاى واگذار شده از سوى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله يا امام عليه السّلام به افراد ، نباشد « 15 » ( - - ) اقطاع ) .
هامش
( 9 ) مهذّب الاحكام 23 / 243 و جواهر الكلام 38 / 56 .
( 10 ) مهذّب الاحكام 23 / 253 .
( 11 ) جواهر الكلام 38 / 110 .
( 12 ) 33 .
( 13 ) 34 .
( 14 ) 53 .
( 15 ) 54 .