تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
آبادى زمين موات بالعرض نيز يا طبيعى است مانند زمين‌هاى سرسبز جنگلى و يا به دست انسان انجام گرفته است . در فرض دوم ، يا هم اكنون مالك دارد يا ندارد و در قسم اول ، يا مالك آن شناخته شده است يا ناشناخته . « 2 » زمين موات بالإصاله و نيز بالعرضى كه مسبوق به آبادى طبيعى يا بشرى بدون مالك معلوم باشد ، ملك امام عليه السّلام است و تملّك آن از راه احيا با حصول شرايط آن جايز است . « 3 » زمين آبادى كه به قهر و غلبه فتح شده ، ملك همهء مسلمانان است و تملّك آن با احيا جايز نيست . « 4 » زمين مواتى كه مالك مشخص دارد ، اگر به ارث يا هبه و مانند آن به ملكيّت وى درآمده است ، تملّك آن به احيا جايز نيست ، و اگر به احيا تملّك كرده است ، در اين كه در ملك احيا كنندهء نخست باقى مىماند يا به ملكيّت احيا كنندهء دوم در مىآيد ، اختلاف است . در صورت اول ( تملّك به غير احيا ) و نيز دوم ( تملّك به احيا ) بنا بر قول به خارج نشدن زمين از ملك احيا كنندهء نخست در اين كه براى ديگرى احياى زمين بدون اذن مالك جايز است و به احيا حق اولويّت پيدا مىكند و بايد اجرت زمين را به مالك اول يا وارث او بپردازد يا آن كه براى احيا ، اذن مالك اول واجب است و در صورت خوددارى وى ، از حاكم شرع اذن بگيرد ، و در صورت عدم امكان ، جايز است زمين را احيا كند و اجرت زمين را به مالكش بپردازد ، اختلاف است . « 5 » همچنين زمين مواتى كه مالك آن ناشناخته است ، بر بودن آن در ملك امام عليه السّلام ، ادّعاى اجماع شده است در نتيجه احيا كننده آن با احيا مالك مىشود . « 6 » مرجع در صدق احياى زمين ، عرف است « 7 » و متعارف آن با توجّه به انگيزه‌هاى احيا كننده ، متفاوت است . احياى زمين براى سكونت ، به سقف زدن بر آن به حدّى كه قابل سكونت باشد هر چند براى آن در گذاشته نشود و براى آغل چارپايان يا خشك كردن ميوه و مانند آن ، به ديواركشى هرچند با چوب يا نى و براى كشاورزى به بر طرف كردن موانع آن مانند قطع آب اضافى ، جدول‌كشى جهت آبيارى و كندن چاه ، محقّق مىشود . « 8 »
هامش
( 2 ) مهذّب الاحكام 23 / 210 - 213 . ( 3 ) جواهر الكلام 38 / 9 - 11 و 18 . ( 4 ) 17 . ( 5 ) 20 - 25 و الروضة البهية 7 / 138 . ( 6 ) مستمسك العروة 9 / 598 و جواهر الكلام 38 / 27 . ( 7 ) جواهر الكلام 38 / 65 . ( 8 ) 65 - 68 .