ابن لبون باشد . « 2 » همچنين ، ديهء شكستن سهوى استخوان ، ده شتر است كه دو عدد آن بايد ابن لبون باشد . « 3 »
ابن ملاعنه
- - ) ولد ملاعنه
ابنه
ابنه : نوعى بيمارى .
بيمارى خارش مقعد كه مبتلاى آن ، خواهان لواط كردن ديگرى با او مىباشد . از آن در باب حدود به مناسبت سخن به ميان آمده است .
اگر به كسى نسبت ابنه داده شود و عرف اين نسبت را نسبت لواط ( - - ) لواط ) محسوب كند ، بر نسبت دهنده حدّ قذف ( - - ) قذف ) جارى مىشود . « 1 »
ابو القاسم
ابو القاسم : كنيهء حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله .
فرستادن صلوات هنگام گفتن يا شنيدن ابو القاسم به عنوان كنيه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله حتى در حال نماز ، مستحب است . « 1 » گذاشتن كنيهء ابو القاسم ( - - ) كنيه ) براى كسى كه نام وى محمّد است ، مكروه است « 2 » ( - - ) صلوات ) .
ابهام
ابهام : پوشيدگى / انگشت شصت دست و پا ( - - ) انگشت ) .
ابهام به معناى اول در بابهاى گوناگون اعم از عبادات ، عقود ، ايقاعات و احكام مورد بحث و موضوع احكامى قرار گرفته است .
اگر ابهام در كلام شارع ( - - ) شارع ) پديد آيد ، به آن مجمل ( - - ) اجمال ) و متشابه ( - - ) متشابه ) گويند و عمل به آن جايز نيست . « 1 » و اگر در كلام آدمى روى دهد ، چنانچه در ضمن عقدى مانند بيع « 2 » ، ضمان « 3 » ، وكالت « 4 » ، كفالت « 5 » ، صلح « 6 » و نكاح « 7 » باشد ، موجب بطلان آن مىشود .
همچنين است در برخى ايقاعات ( - - ) ايقاع ) مانند طلاق « 8 » بنا بر قول
هامش
( 2 ) جواهر الكلام 43 / 23 .
( 3 ) 331 .
1 جواهر الكلام 41 / 409 .
1 توضيح المسائل مراجع / م 1124 .
2 جواهر الكلام 31 / 256 .
1 اصطلاحات الاصول / 232 .
2 جواهر الكلام 22 / 419 .
3 26 / 121 .
4 27 / 353 و 354 .
5 26 / 200 .
6 240 .
7 29 / 157 .
8 32 / 45 و 46 .