تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
تعلّم و نظر و عمل برقرار مىدانست .

حدود معرفت انسانى : فلسفه و دين

نظر مخصوصى كه فارابى دربارهء دين ابراز مىدارد حاكميت فلسفه را محدود نمىكند بلكه بالعكس نظر ما را به محدوديت‌هاى معرفت انسانى جلب مىكند . اين امر در رأيى كه فارابى دربارهء « رويا » اظهار مىدارد ، مشهود است . مبدأ اين نظر آراء اسكندر افروديتى در باب عقل فعّال و تعاليم ارسطو در باب رويا و تفّال ( غيب‌گويى ) است . مطابق اين نظر ، روياها نتيجه عمل متقابل ادراك حسى ، تخيّل محاكات كننده و عقل فعّال است . اگر تخيّل محاكات كننده به « جزئيّات » حال و آينده ، معقولات مفارقه و موجودات شريفه ، كه همه از طريق عقل فعّال وحى شده‌اند ، توجه كند ، نبوّت حاصل مىشود . نبوّت هنگامى حاصل مىشود كه معرفت فلسفى « خير » ناكافى باشد و با وحى عقل فعّال تكميل شود . لذا حاكم مدينه فاضله يك فيلسوف بلكه يك نبى است . زيرا وحىهاى الهى عقل فعّال به شكل محاكيات ادراكات حسى و معقولات به نبى مىرسد ؛ و مىتوان آن‌ها را به بشر آموخت . بدين نحو حاكم مدينه فاضله هم مىتواند از براهين فلسفى استفاده كند و هم آنكه فقط به انذارهاى نبوىّ بپردازد . در هردو صورت حاكم بايد « علم خويش را با كلام خود به نحو احسن اظهار دارد » . او بايد واجد استعدادهاى خطابى - شعرى باشد . حاكم ، از طريق اين استعدادها ، بايد بكوشد تا كسانى را كه تعاليم فلسفى يافته‌اند با براهين فلسفى به يقين آورد و جمهور مردم را ، كه فقط نوعى « معرفت مثالى » 15 دارند ، با « اندازها » و « تعاليم » اقناع كند . او از آن جهت كه فيلسوف است
دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 366 | مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى