تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
معرفت فلسفى را مىدهد . بنابراين حاكم مدينه فاضله فقط يك فيلسوف نيست ؛ وى همچنين پيامبرى است كه با كمك وحى الهى بر مدينه حكومت مىكند . 16 اين جهت تازه‌اى است در آراء يونانيان كه ريشه‌هاى اسلامى دارد . فارابى همچنين معرفت فيلسوف حاكم و نبى حاكم را در طبقه محاكياتى قرار داده كه پيرو حقيقت مدينه فاضله است . در اينجا به حقيقت انسان به‌عنوان « موجودى مدنى » كه تكاليفى اخلاقى دارد ، تاكيد بسيار شده است . و اين نظر مخالف متألهين اسكندرانى است كه « محسوسات را ترك كرده و به معنويات روى آوردند . » فلسفه ديگر در انحصار خواص نيست و مىتوان آن را در شكل « دين » به اهل مدينه آموخت . دين به منزله محاكات فلسفه ، يعنى تحقق فلسفه حقيقي كه عملا جهت‌گيرى شده ، و اخلاق است .