نشده وى كتاب البرهان ، كه تعليقاتى بر آنالوطيقاى اولى ارسطو است ، وجود دارد ، كه در اينجا به ذكر برخى از قسمتهاى مهم آنها كه به موجب ارتباطشان با « مدينه فاضله » فارابى حائز اهميت هستند ، مىپردازيم .
ارتباط متقابل تعلّم و تعليم كه در بالا بدان اشاره شد ، بهمعناى قرار دادن معلّم و متعلّم ، هردو ، در يك جريان تعلّم و تعليم است . لذا اوصاف عقلى رئيس مدينهء فاضله به نحو اعجابانگيزى شبيه به اوصاف متعلّم است كه در كتاب الالفاظ المستعمله فى المنطق 2 ذكر آن آمده است . بنابر مفاد آن كتاب ، متعلّم بايد :
« 1 - چيزى را كه به وى آموخته شده بتواند به تصور آورد و معنى آنچه را كه از معلّم شنيده است ، يعنى مقصود وى را ، بفهمد . »
« 2 - به تصديق تصورات و فهم خود از بيان معلّم دست يابد . »
« 3 - آنچه را كه تصوّر و سپس تصديق كرده است در خاطر بسپارد . »
نصوص فوق الذكر از فارابى روشن مىسازد كه ادراك تصديقات و به خاطر سپردن آنها هم براى مستمع يعنى متعلّم لازم است و هم براى معلّم يعنى حاكم مدينه فاضله . فارابى در كتاب الالفاظ المستعمله فى المنطق 3 عواملى را كه در يادگيرى مفيد مىافتد ، چنين مىشمارد :
« الفاظى كه دلالت بر شىء مىكنند - حدّ شىء - اجزاء حدّ - جزئيات آن [ شئ ] - كليات آن - رسوم ( اوصاف ) شىء - خواص آن - اعراض آن - مشابه آن - مقابل آن - تقسيم كردن - مثال - استقراء - قياس - قرار دادن آن شىء در معرض ديد . »
حال مىتواند فهميد كه فارابى از قسمتهايى از ارغنون ارسطو بهره
دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 357
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص٣٥٧