دوستدار تعليم و استفادت و منقاد آن باشد . سهل القبول بوده ، سختى تعليم او را آزرده نكند و زحمت و مرارتى كه در اين راه متحمل مىشود او را رنج ندهد . »
شرط لازم تعليم و شرح هرچيزى احاطهء كامل علمى به آن است .
فارابى با ذكر اوصاف دوّم و سوّم و چهارم « رئيس اوّل » و امام [ مدينه فاضله ] اين امر را چنين گوشزد مىكند :
« در ادراك و فهم آنچه به او گفته مىشود ، بالطبع خوش فهم و تصور باشد و هم مقصود گوينده و هم آن چيز را ، آنطور كه هست و برحسب واقع و نفس الامر مىباشد ، دريابد . » و « آنچه را كه فهم كند يا ببيند يا بشنود و يا درك كند ، به خوبى حفظ نمايد و فى الجمله فراموشى به آسانى به او راه نيابد . » و « فطن و هوشمند بود : هرگاه به چيزى با دليلى اندك توجه كند بر آن جهتى كه آن دليل رهنمون آن است به خوبى واقف و آگاه شود . »
اين يك نظريهء تعليم و تربيتى است . به ما گفته شده است كه فقط وقتى چيزى را به نحو احسن فهميديم و توانستيم آن را مجسّم كنيم ، مىتوانيم در مقام شرح آن برآئيم . فارابى در اينباره بهطور خلاصه مىگويد : « بايد زبان او را قدرت و نيرويى بود كه بتواند در گفتار خويش هر آنچه مىداند به خوبى مجسّم كند . »
مضمون اين تعليم را هنوز علماى متاخّر به درستى نشناخته و به حساب نياوردهاند .
فيلسوف حاكم به منزلهء يك معلّم
فارابى جدا توجه كافى به مسأله تعلّم و تعليم كرده است . بحثهاى مفصلى [ در اينباره ] در كتاب الالفاظ المستعمله فى المنطق و اثر تصحيح