تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
مىكرد ، واژه‌ى « كمون » به كار برده شده است . اين نشان دهندهء آن است كه اين اصطلاح در آن زمان جزو اطلاعات عمومى و ادبى متفكرين بوده است . نظام در حقيقت اصطلاحات و تعبيرات خاص خود ( كمون ، مداخله ) و اصول مهم و اساسى متعارفه ، همچون رد نظريهء اتميسم و تعريف جامع و مشتمل اجسام ، را از حكيم شيعى مذهب هشام بن الحكم ، كه گويا نظّام در جوانيش وى را ملاقات كرده بود ، فراگرفت . هشام نيز به نوبهء خود اين اصطلاحات را در مباحثاتى كه با اصحاب ثنويه و به‌ويژه با شخصى به نام ابو شاكر الديصانى مىكرد به دست آورد . گويا اين ابو شاكر دين اسلام را از طريق و به رهنمونى هشام بن الحكم پذيرفته بود . ابو شاكر با يكى از فرق ثنويه به نام ديصانيه روابطى داشت و از اينروى نيز وى را ديصانى مىنامند . اين فرقهء ديصانيه ظاهرا پس از ترويج و اشاعهء دين اسلام و از ميان رفتن قدرت مذهب زرتشت از اهميتى برخوردار شد . نكتهء جالب اينجا است كه نظّام در رد و ابطال كلام اين فرقه نيز اهتمام بسيار ورزيده است . ديصانيه به طريقى كه هنوز روشن نيست به ميراث فرهنگى و فكرى برديصان ، همان شخصى كه در منابع يونانى به نام بردسانس « 1 » معروف است ، استناد مىورزيدند . برديصان در پايان قرن دوم و اوايل قرن سوم ميلادى در شهر « الرّها » ( ادس ) نوعى از عرفان مسيحيت را تعليم مىكرد . وى در سال 222 ميلادى وفات يافت . در يكى از نادر اسنادى كه به زبان سريانى از حكيم نامبرده در تفسير سرجيس الراسى ، دربارهء مقولات ارسطو ، باقيمانده ، از خواص اجسام مثلا رنگها و شيرينى عسل نامبرده شده و آن را « امتزاج » ناميده است . ناشر اين سند ژوزف فورلانى « 2 » پيش از اين به اصل و مبدأ اين نظريه اشاره
هامش
( 1 )Bardesanes( 2 )Giuseppe Furlani