تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
شئ موجود است . اين كيفيت و خاصيت در حقيقت به صورت « جسم » وجود دارد اما آنچنان در اجزا ديگر نفوذ كرده است و آنچنان با آنان درهم آميخته است كه براى حواس ما قابل درك و لمس نيست . به جاى نظريه « روى هم - و كنار هم قرار گرفتگى » در فلسفهء اتميسم ما اينجا با « اختلاط و امتزاج » سروكار داريم . « اجسام » همچون « واحدهاى تركيبى » ( موناد ) نيستند . كيفيت آنها در تأثيرپذيريشان است و كاملا در يكديگر نفوذ مىكنند . اين روش به طريق كاملا طبيعى روشن مىنمايد كه چرا درجات مختلف حرارت وجود دارد . به اين ترتيب كه اختلاط و امتزاج گرمى و سردى مىتواند در مقادير گوناگون به وجود آيد . مخالفان اين نظريه پيوسته با اين اشكال روبرو بودند كه چگونه در اين مورد اظهار نظر كنند كه گرمى كجا پايان مىپذيرد و سردى از كجا شروع مىشود . آنچه كه ذكر شد نظريهء معروف « كمون » ( پوشيدگى ، نهفتگى ) و « مداخله » ( رسوخ ، نفوذ ) است كه فورا توجه همعصران نظّام را به خويش معطوف داشت . نظّام با مثالهاى بسيار ساده و قانع‌كننده به توجيه موضوع پرداخت : روغن در زيتون ، آرد در جو و گندم ، كره در شير ، آب در زمين ، به صورت چشمه‌هائى كه از آن جارى مىشوند ، و آتش در آتش‌زنه ، پنهان است . آتش نه فقط از آتش‌زنه بلكه بر اثر مالش دو تكه چوب نيز به وجود مىآيد . بايد به قياس پذيرفت كه آتش در چوب به همان اندازه پنهان است كه در آتش‌زنه پنهان بود . اين نظريه با آراء پيروان ارسطو تطبيق نمىنمود ، زيرا آنان معتقد بودند كه آتش از گرم كردن و حرارت هوا به وجود مىآيد . اما به اعتقاد نظّام در اثر سوزاندن چوب نه تنها آتش ، كه اجزاء پنهانى ديگر چون دود ، خاكستر ، رطوبت ، يعنى آب ، و بعضى مواقع