تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
اين راه‌حلى بود كه نظّام در برابر معما و مشكل ابو الهذيل مطرح مىكرد . به اعتقاد وى حركت را نبايد آنطور فرض كنيم كه شئ از اتم به اتم به پيش مىرود ، بلكه به صورت جريانى كه هرچند يك مرتبه مسافاتى بزرگ به طريق جهش ( طفره ) پيموده مىشوند . به اين ترتيب نظريهء وى دربارهء تجزيه‌پذيرى جسم الى غير النهايه ، كه او كما فى السابق بر آن اعتقاد داشت ، آن اشكالاتى را توليد نمىنمود كه در تضاد و تناقض زنون وجود داشت . زيرا اينك با نظريهء طى نمودن مسافات از طريق جهش موضوع به‌گونهء ديگرى توجيه مىگرديد . تمام مسافتى كه اينك مىبايست پيموده شود همچنان محدود و متناهى بود . مؤلفين كتب فرق اسلامى پيوسته از اين نظريه به‌عنوان روش و سيستم خاص نظّام ياد كرده‌اند . اينان از ذكر يك نكته نيز خوددارى نكرده‌اند و آن مهجور بودن نظريه نظّام است . نه تنها نويسندگان كتب ملل و نحل ، بلكه جاحظ نيز كه خود شاگرد نظّام بود از نظريهء وى به عنوان يك ابتكار و بداهت خود سرانه ياد مىكند . ظاهرا بايد به آنان حق داد . مثال بالا در بادى امر كاملا معمّاآميز به نظر مىرسد . كجاى اين نكته اعجاب‌آور است كه مورچه‌اى كه از گوشهء مربع به گوشهء ديگر به صورت اريب حركت مىكند زودتر از ديگرى به مقصد مىرسد ؟ خط اريب خواه ناخواه كوتاه‌تر از دو ضلع