تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
است و كمتر نقطهء مشتركى ميان اين دو موجود است ولى پس از مطالعه « روش رئاليسم » نظر ديگرى پيدا مىكند و متوجه مىشود كه مسائل مشتركى ميان هردو فلسفه وجود دارد كه از نظر عنوان و تيتر باهم اختلاف و تباين دارند نه از نظر ماهيت و محتوا . در حقيقت تقريب ميان اين دو نوع فلسفه و كم كردن فاصله ميان آنها مانند تقريبى است كه مرحوم صدر المتألهين ميان مكتب مشاء و مكتب اشراق پديد آورد و فاصله اين دو را از نظر نتيجه كم كرده و ثابت نمود كه اشراقى از طريق تهذيب نفس به نتيجه‌اى مىرسد كه مشائى از نظر برهان به آن نتيجه رسيده است و اين دو خدمت يكى از مرحوم صدر المتألهين و ديگرى از استاد علامه طباطبائى بسيار ارزشمند و شايسته تقدير مىباشد .

3 - بعد اخلاقى و عرفانى :

بعد سوم شخصيت علامه طباطبائى بعد عرفانى و اخلاقى اوست . وى از نظر عرفان علمى و عملى در درجهء بسيار ممتازى قرار داشت كتابهاى « تمهيد القواعد » ابن تركه و « فتوحات محى الدين » و شرح « فصوص » را به دقت خوانده و هضم كرده بود . گذشته از اين زير نظر استاد سيروسلوك بزرگى مانند حاج ميرزا على آقاى قاضى رشد و پرورش يافته بود و خود استاد درباره آشنايى خود با او چنين مىگفت : در سال 1304 كه براى تحصيل به نجف مشرف شدم روزهاى نخست پيش از آنكه در جلسهء درسى شركت كنم در منزل نشسته و در آيندهء خود فكر مىكردم ناگاه در خانه زده شد در را باز كردم ديدم يكى از علماى بزرگ سلام كرد و داخل منزل شد و در اطاق نشست و خير مقدم گفت . آن عالم چهرهء جذاب و نورانى داشت . كم‌كم به گفتگو
دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 295 | مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى