محافل علمى پديد آورد و در طول انتشار مجلدات گوناگون خود ، از طرف شخصيتهاى اسلامى تقدير نامههائى به مؤلف فرستاده شد و او را بر ادامه كار و احياء اين روش تشويق و ترغيب كردند . ولى مؤلف براى دورى از هر نوع تظاهر به فضل و علم ، از نشر آنها خوددارى نمود جز اندكى از آنها كه در آغاز جلد پنجم چاپ و منتشر شده است .
پيش از انتشار دو جلد از اجزاء « الميزان » : يكى از اساتيد بزرگ مصر در تقديرنامهء خود ، دربارهء آن چنين نوشت : « ما مقدمه اين تفسير و برخى از موضوعاتى را كه در آن ، مورد بررسى قرار گرفته است ، مطالعه كرديم و تصميم داريم هردو جزء را به دقت بخوانيم ولى در همان مقدارى كه خواندهايم ، توانائى علمى ، ژرفايى در بحث ، سهولت و آسانى شيوهء خاصى را به كار گرفته و قرآن را به وسيلهء قرآن تفسير مىكند ، و از بسيارى از اقوال و آراء كه اساس صحيحى ندارند و تأويلهايى كه هدف از آن تفسير قرآن نيست ، بلكه احياى يك نظريهء علمى ، يك نظريهء كلامى ، يك نظريهء فلسفى ، يا فتواى مذهبى است خوددارى كرده و . . . « 1 » .
نگارنده در محضر مرحوم آيت الله بروجردى بود و حضرت علامه طباطبائى نيز در آنجا تشريف داشتند . ناگهان خبر دادند كه دبير كل « كنگره جهانى مبارزه با مواد الكل » قصد شرفيابى دارند ، چيزى نگذشت كه دبير به معيّت آقاى دكتر ميرسپاسى وارد شدند . پس از گفتگو پيرامون علل تحريم الكل دبير كل از محضر آيت الله بروجردى درخواست كرد كه بسيار مناسب است رسالهاى پيرامون تحريم الكل از نظر اسلام نوشته شود و اين رساله پس از ترجمه به زبان انگليسى در كنگره بهعنوان نظريهء اسلام دربارهء الكل منتشر و قرائت گردد . در
هامش
( 1 ) - مجلده رساله الاسلام ارگان دار التقريببين المذاهب الاسلاميه سال هشتم شماره دوم سال 1375 هجرى قمرى .