طباطبائى با پاسخى از بنده و جواب ديگرى از ايشان ادامه يافت و داشت بحث به خوبى پيش مىرفت كه متاسفانه افرادى ، شايد هم با نيّت خير ، از هواداران فكرى اينجانب و عدهاى از پيروان شخصيت ايشان به ميدان مباحثه تاخته ، و متأسفانه بحثى را كه مىرفت دو نوع طرز انديشه را در مقابل هم قرار داده و پايهء زايندهاى براى فلسفه در ايران گردد ، با تجاوز از حد ادب علمى به جائى رسانيدند كه دوستان و آشنايان آن زمان ، از مجلهء راهنماى كتاب ، خواستار ختم و پايان دادن به كلّ بحث گشته ، و صلاح هم در همين بود كه بعد از آن ، مجلّه مذكور حتى حاضر به درج پاسخ تفصيلى ديگرى از بنده نشده و با سطورى چند ختم آن مباحث اعلام شد .
چه خوب مىبود كه برگزارندگان اين كنگره آن مقالات يعنى مباحثات بين بنده و مرحوم علّامه را چاپ مجدد نموده ، در دسترس طالبان قرار مىدادند ؛ چون در واقع عرايض امروز بنده ادامهء آن بحث و مكمّل آن مىباشد ؛ با اين فرق كه در آن مباحث هريك از ما فقط به شيوهء فكرى خود صحبت مىكرد ولى سعى امروز بنده بر نشان دادن دوگانگى و طرز انديشه و بيان علّت اين دوگانگى شيوهء فكرى و استنتاج از آن مىباشد .
مركز ثقل بحث و گفتگوى ما در آن موقع بر سر « حركت جوهرى » كه يكى از مشكلترين مباحث فلسفى فيلسوف شيرازى است ، بود .
قصد من در اين مقاله ادامهء آن بحث است ، ولى نه به اين صورت كه درصدد ترجيح يكى از دو رأى و نظرى باشم كه از طرف مرحوم علّامه يا از طرف بنده در آن بحث و گفتگوها اظهار شده است . بلكه هدف روشن كردن منشاء فكر حركت جوهرى و ارزشيابى انديشهء نوينى است كه صدر المتألهين به آن اضافه نموده و موجب ايجاد تحوّلى در آن منشاء
دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 199
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص١٩٩