دربارهء آن بپردازيم ، در چنين صورتى است كه تفاوت سير دو فكر و اختلاف محتواى آنها به خودى خود روشن خواهد شد .
در اينجا قصد اينكه به تمام جريانات مختلف ميان اين دو انديشه پرداخته شود در بين نبوده بلكه در نظر است به مناسبت تجليل مرحوم علّامه طباطبائى فقط موضوعى مطرح گردد كه در پيرامون آن در سالهاى بين 1341 تا 1343 بين ايشان و اينجانب مقالاتى در مجلهء راهنماى كتاب رد و بدل شده است :
آن بحث از اينجا ناشى شد كه به خاطر تجليل مقام صدر المتألّهين ، يادنامهاى منتشر گرديد حاوى مقالاتى از صاحبنظران دربارهء مسائل ويژه فلسفهء متعاليهء آن متفكر ( اعلى الله مقامه ) كه از جملهء آن مقالات ، مقالهء استاد علّامه طباطبائى در مورد « حركت جوهرى » بود .
يادنامهء مذكور را آقاى ايرج افشار جهت نقد و بررسى يعنى ارزشيابى مقالات براى بنده به آلمان فرستادند . بنده نيز با بضاعت مزجات خود يكيك از مقالات را تحت بررسى دقيق قرار داده هر يك از مقالات را به فراخور خود تجزيه و تحليل نموده ، به صورت مقالهء مفصّلى براى آن مجلّه فرستادم .
مقالهء مرحوم علّامه طباطبائى پرمحتواترين مقالهء آن يادنامه بود و از اينرو بيش از همه توجه اينجانب را جلب كرده در مورد آن به تحليل و تجزيه بيشترى پرداختم . بديهى است وقتى بر نوشتهاى نقدى نوشته مىشود ، صاحب آن نوشته حق دارد از گفتهء خود دفاع نموده بر آن نقد ، جواب و نقدى ديگر بنويسد . براساس اين حق مشروع نيز مرحوم علّامه طباطبائى با ادب علمى بسيار بر نقد اينجانب نقد و جوابى نوشتند ، تحت عنوان « انتقاد بر انتقاد بر يادنامه » كه باز در شمارههاى بعد راهنماى كتاب به چاپ رسيد . كار نقد و نظر بين بنده و مرحوم علّامه
دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 198
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص١٩٨