بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العالمين و الصلاة و السلام على خير خلقه
خواهران و برادران ، دوستان و همكاران عزيز ، موضوع سخن چگونگى تغيير فلسفهء يونان در تحتتأثير انديشهء اسلامى است . اين موضوع به شش قسمت ، تقسيم شده و هر قسمتى مطالب مخصوص به خود دارد و هركدام جزء مجزائى است كه در عين حال با جزء ديگر پيوسته است . آنچه مدّ نظر اينجانب از اين بحث و گفتگوست ، نشان دادن چگونگى سير دو جريان فكرى و معنوى است يعنى چگونگى تحول دو فرهنگ : فرهنگى كه محصول آن انديشهء كنونى غرب است و فرهنگ اسلامى ، يعنى دو فرهنگى كه داراى دو مبدأ مشتركاند ، يكى فكر و انديشه يونانى و ديگرى دين سامى .
گرچه اين دو فرهنگ از لحاظ مبدء و محتواى فكرى باهم اشتراك دارند ، اختلاف مسير آنها به هريك ، صورت و محتواى ويژهء خود را بخشيده است .
دربارهء اين موضوع مىتوان مطالب زيادى گفت و نوشت ، ولى وقتى مشاهدهء عيانى ، اين واقعيت را بر ما ممكن خواهد نمود كه مسائل فكرى و مشترك در اين دو فرهنگ را مطرح كنيم و به مقايسهء تحليلى
دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 197
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص١٩٧