خاصيت تبزدائى پنىسيلين چيست و چه « بايد » بكنيم از اين موارد جزئى عينى و تجربى بدست نمىآيد ، بلكه بايد آنها را در قالب جهانبينى خاص خويش بگنجانيم و بعد از آنكه تشخيص داديم كه اينها وسيلهء وصول ما به سعادت است و ما هم مىخواهيم به سعادت برسيم براساس تعهد و التزامى كه براى حفظ نفس خويش يا مراعات سنن و قوانين اجتماعى داريم جوانب امر را بررسى مىكنيم و تصميم مىگيريم و پس از جزم كردن عزم قواى فعّالهء خود را به كار مىاندازيم .
اين مرحلهء تصميمگيرى و جزم كردن عزم كه به دنبال آن قواى فعاله و اندامهاى بدن به كار مىافتد ، مرحله « بايد خيز » يا « بايدزا » است .
در واقع وقتى از راه تجربه معلوم مىشود بمب قدرت انفجار دارد ، يا پنىسيلين تبزداست ، خود اين شناسائى هيچگونه تكليف يا « بايد » ى به همراه ندارد بلكه اين مائيم كه براساس جهانبينى مخصوص خويش سعادت خود را در كشتن دشمنان يا رفع تب خويش مىبينيم و براى وصول به اين هدف تصميم مىگيريم و مىگوئيم « بايد » بمب را منفجر ساخت و يا « بايد » پنىسيلين را تزريق نمود .
بنابراين علوم تجربى همواره به منزلهء ابزار است و همانطور كه خود ابزار بهعنوان ابزار هيچگونه تكليفى براى كسى معين نمىكند و « بايد » ى به همراه ندارد ، اين علوم هم هيچ « بايدى » به همراه ندارد . كسانى هم كه مدعى جهانبينى علمىاند ، اگر مرادشان از جهانبينى علمى همين شناخت تجربى خواص و آثار اشياء مادى باشد ، خود اين شناخت « بايد خيز » نيست مگر آن را با آن اصل اساسى سودمندى يا زيانمندى تلفيق كنيم و بگوئيم فلان چيز براى ما سودمند است و من اگر بخواهم به سعادت برسم لازم است يا بايد اشياء سودمند را بدست آورم ، و من هم مىخواهم به سعادت برسم پس « بايد » آنها را بدست
دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 128
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص١٢٨