تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
سعادت موردنظر است . بنابراين واكنش و رفتار مردم نسبت به يك حادثه يا يك چيز ، بر حسب عقايد گوناگونى كه دارند گوناگون و متفاوت است . مثلا در مورد حادثه‌اى چون طغيان رود نيل ، بعضى از پيروان اديان آسمانى آن را فقط و فقط غضب خداوندى مىدانند و معتقدند كه براى رفع يا دفع آن ، بايد به نيايش پرداخت ، مشركان آن را مولود خشم پاره‌اى از خدايان مىدانستند و معتقد بودند كه براى فرونشستن آن بايد دخترى را به‌عنوان قربانى در آب انداخت . فيلسوف طبيعى همين حادثه را فقط معلول ريزش باران مىداند و مىگويد : براى رفع يا دفع آن بايد نهر كند و سيل بند زد و اين تنها سه نمونه از آراء مربوط به حادثه طغيان نيل است و چندين عقيدهء ديگر هم از الهيون و غير آنها پيرامون رفع و دفع همين حادثه وجود دارد كه هركدام براساس عقيده و يا شناختى كه در مورد مجموع هستى بدست آورده‌اند وقوع حادثه را به‌گونه‌اى توجيه كرده‌اند ( حكمت نظرى ) ؛ و براى رفع يا دفع آن ، از آن جهت كه متضمن رفع يا دفع زيان از انسان است ، تكليف خاصى را سفارش كرده‌اند ( حكمت عملى ) . مثال ديگر : گاو جانورى است كه مردم بر حسب شناختهاى گوناگونى كه از آن دارند رفتار يا واكنش متفاوتى نسبت به آن نشان مىدهند . هندو در جهان‌بينى خود ، گاو را در جايگاهى نهاده است كه تكريم و تقديس آن واجب است و به همين جهت از درآمد ناچيز خود مبلغى صرف خريد خوراك براى وى مىكند در حالى كه ديگران آن را بىمحابا مىكشند و مىخورند . اين بيان فشرده‌اى است از چگونگى ارتباط حكمت عملى با حكمت نظرى يا اخلاق و تكاليف با اعتقاد ، كه همواره اولى را بر دومى استوار دانسته‌اند و هر فيلسوفى براساس حكمت نظرى خويش ، براى