و چيزى را در عوض آن مىخواهند كه به سود فرزندان و خاندانشان مىباشد .
همچنين با آيه ديگر اندكى منافات دارد ، آن جا كه مىفرمايد :
« وَما تَسْئَلُهُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ » ؛ « 1 »
و تو هيچ گاه بر آن [ رسالت و پيامبرى ] از آنها اجر و پاداشى نمىخواهى .
دوّم آن كه ما قبول نداريم دوستى هر كس لازم باشد ، پيرويش نيز لازم باشد ؛ زيرا ابن بابويه ( شيخ صدوق ) در كتاب اعتقادات خود گفته است : شيعه بر لزوم دوست داشتن علويان اتفاق نظر دارند ، با اين كه فرمان بردارى و پيروى از همهء آنان را لازم نمىدانند .
سوم آن كه ما قبول نداريم پيروى و فرمان بردارى از هر كس لازم باشد ، مهتر و سرور باشد ؛ يعنى رياست و رهبرى كل به او برسد ، و گرنه هر پيامبرى در زمان زندگانى خود به آن مىرسيد . از طرفى خداوند متعال مىفرمايد :
« إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكًا » ؛ « 2 »
به راستى خداوند طالوت را به پادشاهى شما برانگيخت .
هامش
( 1 ) . سوره يوسف : آيه 104 .
( 2 ) . سوره بقره : آيه 247 .