دوستى هر سه خليفهاى را در برابر جنگ كنندگان با مرتدّان اثبات نمود و اين سه تن ، بزرگانى بودند كه در برابر بىدينان قرار گرفتند و خداوند هر كس را دوست بدارد ، دوستى او لازم است و از اين گونه قياسها . « 1 » در جواب دهلوى بايد گفت :
روشن است كه نمىتوان طرف مقابل را در بحث ملزم كرد مگر با آن چه خود او مىپذيرد و روايت مىنمايد ، يا هر دو بر آن اتفاق نظر دارند . اين در صورتى است كه روايتى را استدلالگر آورده كه نزد خودش درست باشد و اگر نزد خود آنها اين روايتها مورد پذيرش نباشد چگونه مىتوان طرف مقابل را به پذيرش وادار نمود ؟
و اى كاش دهلوى مانند ابن تيميّه به دو كتاب بخارى و مسلم كه به دو كتاب صحيح و درست معروف شدهاند ، دليل مىآورد ؛ زيرا همهء روايتهايى كه دهلوى آورده است به تمامى از ناحيه سند بىارزش و باطل هستند و به اين دليل آلوسى از نقل اين روايتها روى گردانيده است .
بهترين اين روايتها ، روايتى است كه ترمذى در صحيح خود - كه يكى از كتابهاى شش گانه اهل سنّت مىباشد - نقل نموده است كه
هامش
( 1 ) . تحفه اثنا عشريه : 205 .