به راستى كه ابن تيميّه خود را محكوم نموده است ؛ زيرا اعتراف به لزوم دوستى پرهيزگاران ، نيكوكاران ، دادگران و صبركنندگان . . . ؛ بلكه تمام مؤمنان نموده است ؛ زيرا هيچ كس اين مطالب را انكار نمىنمايد ، و چه كسى مىگويد كه مؤمن اگر حقيقتاً باايمان باشد ، لازم نيست او را دوست بداريم ؛ به خصوص اگر از اهل پرهيزگارى و نيكوكارى و صبر باشد ؟ !
ولى تمامى سخن در دوستى مطلق ( همه جانبه ) است و محبوبترين نزد خداوند و پيامبرش مىباشد كه باعث برترى و پاكى و عصمت و لزوم پيروى و فرمانبردارى مىشود . . . و اين همان ويژگىهايى است كه در غير از امير مؤمنان على عليه السلام يافت نمىشود ؛ به خصوص پاكى و عصمت ؛ زيرا اتفاق همگان بر اين است كه در ديگران يافت نمىشود .
سپس ابن تيميّه شروع به استدلال به روايتهايى نموده كه اهل سنّت در معرفى محبوبترين فرد نزد رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله ، نقل مىنمايند كه روايت مىكنند نزد پيامبر عائشه از همه دوست داشتنىتر بود و گفته شده : از مردان چه كسى ؟ فرمودهاند : پدرش ( ! )
و اين كه عمر در روز سقيفه به ابوبكر گفت : تو آقاى ما و بهترين ما و دوست داشتنىترين ما نزد پيامبر خدا هستى ؟
مهرورزى به اهل بيت (ع) از ديدگاه قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 225
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٢٢٥