خداوند نيست ، بعد از اين كه ثابت شده از اتفاق نظر مسلمانان - كه جارى مجراى اجماع است - بر برترى ابوبكر سپس عمر و اقرار على عليه السلام به اين برترى ( ! )
علاوه بر اين كه در اين فضايل گفته شده اشكالاتى هست كه بر دانش آموختگان اين علم پنهان نيست ، مانند اين كه معناى « انفسنا » خود پيامبر است ؛ همان گونه كه گفته مىشود : خود را دعوت نمودم و اين كه لزوم مهرورزى و قطعى بودن نصرت - بنابر تحقق آن - درباره على عليه السلام فقط به او مخصوص نمىباشد . « 1 » در پاسخ او مىگوييم : فهميدى كه آيهء مباركه بر لزوم دوستى على عليه السلام و لزوم دوستى مطلق ( همه جانبه ) به معناى اين است كه او نزد خداوند و پيامبرش از همه محبوبتر و دوست داشتنىتر است و هر كه دوست داشتنىتر باشد همو برتر است .
و همچنين لزوم دوستى مطلق ( همه جانبه ) باعث پاكى و عصمت مىشود كه لازمهء امامت و سرورى است .
و امّا ادعاى برترى ابوبكر و عمر « اول الكلام » است . . . مانند ادّعاى مخصوص نبودن امير مؤمنان على عليه السلام بر آن فضايل ذكر
هامش
( 1 ) . شرح مقاصد : 5 / 295 - 299 .