خلاصه اين كه شوكانى به بررسى اثباتِ « همانندى طريقهء خلفا با طريقهء نبوى » پرداخته و چنين پاسخ گفته است كه چگونه مىتوان طريقهء خلفا را در حالى همسان طريقهء پيامبر صلى اللَّه عليه وآله دانست كه ظاهر حديث بر مغايرت ، دلالت مىكند ؟ !
همچنين اگر « طريقهء آنان همانند طريقهء پيامبر صلى اللَّه عليه وآله باشد » سخن پيامبر صلى اللَّه عليه وآله مبنى بر اطاعت از « سنّت خلفا » بىثمر خواهد شد !
اما اين كه آرا و اجتهادات خلفا حجت است ، يا نه ؟ بحث ديگرى است كه در اين مختصر نمىگنجد .
خلاصهء كلام اين كه تنها دليل حجّيت اجتهادات خلفا ، حديث معاذ است كه ترمذى ، ابوداوود و احمد آن را از « حارث بن عمرو بن أخوالمغيرة بن شعبه » نقل كردهاند كه حارث گفت : گروهى از اصحاب معاذ از زبان معاذ براى ما روايت كردند » .
اما اين كه حارث كيست ؟ و اصحاب معاذ چه كسانى هستند ؟
مشخص نيست ( ! ! )
از اين رو ، شوكانى به سست بودن اين حديث ، اعتراف كرده و حتى برخى علماى اهل سنّت ، آن را در زمرهء احاديث ساختگى قرار دادهاند كه اين موضوع با مراجعه به شرحهاى نگاشته شده بر كتابهاى
سنت پيامبر يا سنت خلفاء؟ (فارسى) — صفحة 111
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص١١١