و شناخته شدهاى بر زبان راندهاند ، اما حقيقت اين است كه بايد اين حديث را در مقايسه با ديگر احاديث ، حَسَن دانست و بدان عمل نمود .
البته من اين موضوع را در بحث جداگانهاى توضيح دادهام .
شوكانى در ادامه مىگويد :
ممكن است گفته شود : اگر اعمال اجتهادى خلفا جزئى از سنّت نبوى باشد ، سخن رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله مبنى بر « سنّت خلفاى راشدين » بىثمر خواهد شد .
در پاسخ بايد گفت : ثمرهء سخن رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله اين است كه برخى مردم ، زمان آن بزرگوار را درك نكردند ، اما زمان خلفاى راشدين را درك نمودند . عدّهاى ديگر از مردم ، هم زمان پيامبر صلى اللَّه عليه وآله و هم زمان خلفا را درك كردند . در دوران خلفا اتفاقاتى افتاد كه در زمان پيامبر صلى اللَّه عليه وآله رخ نداده بود . بنابراين ، پيامبر صلى اللَّه عليه وآله با هدايت مردم به سنّت خلفا ، شبههها و ترديدهاى احتمالى برخى افراد در آينده را از ميان بُرد .
همان گونه كه گذشت ، هر چند كه آراى اجتهادى خلفا جزئى از سنّت نبوى به شمار مىآيند ، اما كمترين فايدهء حديثِ « عليكم بسنّتى و . . . » اين است كه آراى خلفا در هنگام عدم وجود دليل ، شايستهتر و بهتر از آراى ديگران ، محسوب مىشود .
سنت پيامبر يا سنت خلفاء؟ (فارسى) — صفحة 109
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص١٠٩